Skip to main content
فهرست مقالات

گنج غم

شاعر:

(1 صفحه - از 214 تا 214)

خلاصه ماشینی:

"همه روز دارد کنون چشم بر در، که تا کی رسد شام هجرش بپایان‌ اگر پرورد باغبانی گلی را، نخواهد دلش جز که بشکفتن آن، هماره چمان بینیش گرد آن گل، که دیدار او باشدش رامش جان. مرا نیز چون گل بپرورد مادر، که از آب دیده،گه از شیر پستان. بدامان مهرش نهال قد من، کنون گشت بالنده چون سرو بستان، گر این سرو بالنده زو دور ماند، مر او را چه بستان خرم،چه زندان، کنون با من ای دوست همداستان شو، -که دارد زمانه بسی مکر و دستان- سفر بر من از چند دشوار باشد، در امید دیدار او گردد آسان.... » *** سزد گر بپوشم کنون چشم از جان، که از پیش چشمم سفر کرد جانان..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.