Skip to main content
فهرست مقالات

در کنار فرات

نویسنده:

(13 صفحه - از 804 تا 816)

کلید واژه های ماشینی : فرات ،نجف ،کوفه ،باغها ،شاه ،حله ،آب ،کنار فرات ،زنان ،شعر ،خاک ،مسجد ،بابل ،مسجد کوفه ،حضرت علی ،شهر ،حرم حضرت علی در نجف ،ایرانی ،نادر ،مردم کوفه ،مردم ،نادر شاه ،پول ،وادی السلام ،دار الامارهء کوفه ،زنان حرم پادشاهان بابل ،کار ،فرات از حله راه ،کوفه نمی‌رود آب ،دار الاماره

خلاصه ماشینی:

"من وقتی به یاد میآوریم که این دختر لطیف کردستانی می‌بایستی سر سفره‌ بخت النصر بنشیند و بزور تکه‌های گوشت را که جلو او پرتاب می‌شده ببلعد و بعد به‌ اصرار این شوهر لب‌کلفت خرما و حلویات را در آن هوای گرم تناول کند،بی‌ اختیار یاد این حکایت مولوی می‌افتادم: آهوئی را کرد صیادی شکار اندر آخور کردش آن بی‌زینهار آهو از وحشت به هر سو می‌گریخت‌ او به پیش آن خران،شب،کاه ریخت‌ و از مجاعت و اشتها آن گاو و خر کاه میخوردند همچون نیشکر روزها آن آهوی خوش ناف نر در شکنجه بود در اصطبل خر یک خرش گفتی که هان ای بوالوحوش‌ طبع شاهان داری و میران خموش‌ آن یکی تسخر زدی کز جزر و مد گوهر آورده است تا ارزان دهد و آنخرش گفتی که با این نازکی‌ بر سریر شاه شو خود متکی‌ و آن خری شد تخمه و از خوردن بماند پس به رسم دعوت آهو را بخواند آهو او را گفت باری کای فلان‌ اشتهایم نیست،هستم ناتوان‌ گفت:می‌دانم که نازی می‌کنی‌ یا ز ناموس احترازی می‌کنی‌ گفت آهو،باخر،این طعمه تو است‌ که از آن اجزای تو زنده و نو است‌ من الیف مرغزاری بوده‌ام‌ در ظلال روضه‌ها آسوده‌ام‌ سنبل و لاله و سپرغم نیز هم‌ با هزاران ناز و نخوت خورده‌ام‌ گر قضا افکند ما را در عذاب‌ کی رود آن خوی و طبع مستطاب‌ گر گدا گشتم رو کی شوم؟ ور لباسم کهنه گردد من نوام‌ گفت خر:آخر همی زن لاف،لاف‌ در غریبی بس توان گفتن گزاف‌ گفت:نافم خود گواهی می‌دهد منتی بر عود و عنبر می‌نهد هرکه را با ضد خود بگذاشتند آن عقوبت را چو مرگ انگاشتند با این مراتب است که بنده حدس می‌زنم باغهای معلقه،با اشک چشمهای‌ «آمی‌تیس»دختر هووخشتر-که قربانی یک ازدواج سیاسی بود-آبیاری شده‌ هر چند برای دل او ساخته شده بوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.