Skip to main content
فهرست مقالات

مرد مقدس

نویسنده:

مترجم:

(9 صفحه - از 149 تا 157)

کلید واژه های ماشینی : اسقف، مرد، کشیش، مرد مقدس، دعا، کشتی، حضرت عیسی، دریا، قایق، ناخدا

خلاصه ماشینی:

"از ناخدا پرسید: آنجا کجاست؟ کاپیتان بعد از اندکی درنگ جواب داد:«بگمانم نام آن ناحیه(کراس‌ ناودسک)است،سرزمین کوچکی است که بین کوهها و دریا محصور شده‌ و جمعیت آن در حدود صد نفر است،اسقف زمزمه‌کنان گفت:«صد نفری که از دنیا دور افتاده‌اند،من باید از این ناحیه بازدید کنم». اسقف شروع به حرف زدن کرد:من خیلی تعجب کردم وقتی فهمیدم که شما در این ناحیه کلیسا و کشیش ندارید،دهقانی که منزل شما را بما نشان د اد حتی نمی‌داند که مسیحی یعنی چه مرد مقدس با چشمان صبورش باو نگاه کرد اما چیزی نگفت. اسقف باتعجب ابروهایش را بالا کشید و گفت: پس چرا شما از فقرا دیدن و در موقع احتیاج به آنها کمک می‌کنید؟ چه انگیزه‌ای شما را به این نیکوکاریها برمی‌انگیزد؟ مرد مقدس دقیقه‌ای باو خیره شد و بعد باملایمت جواب داد: چون وقتی که من جوان بودم و به کمک احتیاج داشتم دیگران به من‌ یاری و نیکی کردند. وقتی که‌ اسقف دستها را روی هم قرار داد پیرمرد محکم دستهای او را در میان دستهای خود گرفت و گفت: چگونه می‌توانم از شما برای این داستان زیبائی که از حضرت عیسی‌ نقل کردید تشکر کنم،چگونه می‌توانم از شما برای دعائی که بمن آموختید حق‌شناسی کنم. تا وقتی که قایق از ساحل دور شد پیرمرد در کرانه دریا ایستاده بود و برای اسقف‌ و همراهان دست تکان میداد وقتی که قایق از نشر ناپدید شد پیرمرد هم سوی کلبه‌اش‌ به راه افتاد پس از سپری شدن مدتی اسقف به کشیشها گفت: چه صحنه جالبی بود چه مرد عجیبی!دیدید که با چه شور او اشتیاقی دعا را تکرار میکرد یکی از دو کشیش با بی‌اعتنائی گفت:اما گمان می‌کنم که تظاهر میکرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.