Skip to main content
فهرست مقالات

فردوسی کشمیر

نویسنده:

(14 صفحه - از 394 تا 407)

کلید واژه های ماشینی : کشمیر، کابل، اکبر، فردوسی کشمیر، اکبرنامه، افغانستان، محمد اکبر خان، اشعار، چای، جنگ

خلاصه ماشینی:

"در این کتاب ثنای چای گفته شده و در خاتمه هر داستانی خطاب به ساقی شده است چنانکه در فوق ذکر شده حمید در رد ساقی‌ نامهء ظهوری چای‌نامه منظوم ساخته است و در اکبرنامه هم چای را توصیف کرده: بیا ساقی از چای جامی بیار مرا ده به شکرانه احتضار بده ساقی آن چای شیرین مرا که بخشد دلیری و شیری مرا بده ساقیا جامی از چای نغز که نیروی تن باشد و قوت مغز حمید هرچند که شخصا در جنگ بین افغانها و انگلیسها و سیکها حاضر نبوده روی همرفته همهء نکته‌های نازک و تفاصیل جنگ را به نهایت دقت بیان‌ کرده است: چنان توپ و شاهین پریدن گرفت‌ که کوه و بیابان دریدن گرفت‌ ز هر سو پران گوله‌ها چون تگرگ‌ شده موج سیل طوفان مرگ‌ چنان بارش گوله شد بر زمین‌ که شد کوه و صحرا هـ همه خلق پرسان ز روی عجب‌ که این نیمروز است یا نیم شب کیفیت جنگیدن افضل خان را چنین بیان نموده است: یکی را برفتی گرفتی کمر برآوردی از زین زدی بر دگر یکی را چنان گرز میزد به سر که درهم شکستی ز سر تا کمر یکی را ز کف در ربودی تفنگ‌ زدی با تفنگ خودش بیدرنگ حمید روان‌شناس جنگی بوده-چنانچه از نامه‌های هری سنکه و دوست‌ محمد خان پیدا است که وی کیفیات قلبی و ذهنی یکدیگر را بکمال مهارت‌ و قدرت به نظم درآورده است: هری سنکه میگوید: سر رومیان کوبم از پای پیل‌ کنم مصریان غرق دریای نیل‌ بشامی دم صبح شام آورم‌ هژیران جنگی بدام آورم‌ بخدمت کمر بند و یا در گریز وگرنه من و کابل و تیغ تیز که چون از میان برکشم تیغ کین‌ نه غزنی گذارم نه کابل زمین‌ ترا طاقت جنگ و پیکار کو زرت کو،سپه کو،سپهدار کو حمید حال دوست محمد خان را هنگام خواندن نامه هری سنک بدین‌ گونه بیان کرده است: چو خان نامه بشنید از خشم و تاب‌ به سبلت بزد تاب چون آفتاب‌ بغرید ز آن‌سان که غران پلنگ‌ بغرش درآید بهنگام جنگ جواب نامه هری سنکه از طرف دوست محمد خان: نکوئی که سر لشکر وزر کند سر است آنکه او خدا سر کند چو باشد مرا دوست یزدان پاک‌ جهان گر بود پر ز دشمن چه باک‌ مگر باده نوشیده بودی چو موش‌ که از جوش آن از سرت رفته هوش‌ تو و لشکر و توپ و شاهین و دود من و اسب و شمشیر و خفتان و خود بمردی که موی سر از پس بود به جنگش زن خیبری بس بود چه کار آیدت لشکر بیشمار چو ما اریکی مرد داری بیار هری سنکه نامه خواند: هری سنکه جنگی چو نامه شنید چو نامه بپیچید و جامعه درید روان گشت با لشکر بیشمار به تندی و تیزی چو سیل بهار ز یکسو روان لشکر آل پوش‌ چو دریای آتش بجوش و خروش فردوسی کشمیر تشبیهات نادره و تازه را بکار برده که در حماسه‌های‌ پیشینیان کم دیده میشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.