Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به اجتماع اشرافی حجاز از خلال غزلیات عمر بن ابی ربیعه

نویسنده:

ISC (21 صفحه - از 140 تا 160)

کلید واژه های ماشینی : حجاز، غزل، اغانی، غزلیات عمر بن ابی‌ربیعه، اشعار، زنان، عشق، عمر بن ابی، اسلام، دختر

خلاصه ماشینی:

"آقای‌ دکتر آذرنوش استادیار گروه فرهنگ‌ عربی که تدریس تاریخ فرهنگ و ادبیات‌ عرب در جاهلیت و قرنهای نخستین اسلامی‌ را در این دانشکده عهده‌دار است در این‌ مقال یکی از مظاهر این زندگی را از خلال‌ اشعار عمر ابن ابی ربیعه غزلسرای معروف‌ حجاز در این دوران از روی روایاتی که‌ در مآخذ عربی وارد شده مورد بحث‌ و بررسی قرار داده‌اند و در این کوشش‌ توفیق شایسته بدست آورده‌اند. اما ثریا،آرایش‌ کرده بود و تندرست و شاداب با خواهران نشسته چشم براه عاشق داشت‌ و خندان در پاسخ شاعر حیرت‌زده گفت:«من ایشان را چنین فرمودم‌ تا بدانم آیا عشقی از ما بدل داری یا نه»آنگاه عمر چنین سرود: «اسب من،چون به تاختش آوردم،از این ره‌پیمائی پرشتاب‌ شکایت کرد. لکن این قهر نیز به پایمردی دوستش ابن ابی عتیق‌ که از نوادگان ابو بکر خلیفه بود و شیفتهء اشعار عمر،سرانجامی دلاویز یافت:عمر که بیاد ثریا غزل‌های آتشین می‌سرود. 25 علاوه بر این عشقهای بلندپرواز و خیالی،عمر در عشق زنان‌ دیگری نیز دچار شکست شده است:هنگام طواف بود که چشمش‌ به عایشه دختر طلحه افتاد. گفت:«آه ای فاسق سرانجام بهر من نیز شعر سرودی؟»سپس‌ ایستاد و عمر چنین خواند: «گفتیم:الا ای آنکه بر استر ابلق نشسته‌ای آیا بود که مردهء عشقی‌ را زنده کنی و او را به درد جانکاه دچار نسازی؟» «پاسخ داد:به درد خویش بمیر،یا آنرا خود داروئی ساز،چه‌ از سوی ما گشایشی حاصل نیاید»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.