Skip to main content
فهرست مقالات

خون سیاوش (ریشه های تاریخی امثال و حکم)

نویسنده:

(5 صفحه - از 21 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : سیاوش ،خون سیاوش ،توران ،افراسیاب ،کاووس ،سودابه ،شاه ،گرسیوز ،رستم ،سیاوش فرزند کاووس شاه ،سپهبد ،پهلوان ،آتش ،ایران ،ایران و توران ،گرسیوز فرماندة سپاه توران ،زمین ،بنزد پدرش کاووس ،جنگ ،پهلوان نامی ایران رستم دستان ،موبدان ،بنزد کاووس شاه ،گرسیوز برادر افراسیاب بدیدار سیاوش ،رستم بحضور کاووس شاه ،شاه باشارة موبدان سیاوش ،خون سیاوش شاهزادة نام‌دار ،بی‌گناه ،دل شاه کاووس ،گروگانها بنزد افراسیاب ،سیاوش شاهزادة نام‌دار ایرانی

خلاصه ماشینی:

"رستم دستان که از کاووس دوری جسته در زابلستان بسر میبرد چون مرگ جانگزای سیاوش را شنید به سپاهی گران بخدمت کاووس آمد و گفت : ز خون شهر توران کنم رود آب نه توران بمانم نه افراسیاب بخواهم از آن ترک تیره روان مگر کین آن شهریار جوان من و گرز و میدان و افراسیاب چو فردا برآید بلند آفتاب نائرة جنگ مشتعل گردید و سالهای متمادی بین طرفین درگیر بود تا اینکه فرود و کیخسرو فرزندان سیاوش هم بحد رشد رسیدند و بانتقامجوئی قد علم کردند : ز کین سیاوش جگر خسته اند همه شهر ایران کمر بسته اند خلاصه نهال کینه و انتقامیکه با خون سیاوش آبیاری شده و جوانه زده بود نه تنها هزاران سر و سردار را بدیار نیستی و نابودی کشانید بلکه افراسیاب و برادرش سپهبد گرسیوز نیز در این موج خون غرق گریدیند و بدست کیخسرو فرزند سیاوش اسیر و کشته شدند : سری پر ز کینه دلی پر ستیز بیامد جهاندار با تیغ تیز بخاک اندر افکند تاری تنش بشمشیر هندی بزد گردنش برادرش گشت از جهان ناامید ز خون لعل شد و گوش و ریش سپید کشیده بیامد دلی پر ستیز بدژخیم فرمود تا تیغ تیز سپه را همی دل پر از بیم کرد میان سپهبد بدو نیم کرد"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.