Skip to main content
فهرست مقالات

یاد ماندگار (مصاحبه)

مصاحبه شونده:

(8 صفحه - از 6 تا 13)

خلاصه ماشینی:

"از خاطرات جالب آن ایام،یکی‌ اینکه بعد از تأسیس مدرسه هنوز نمی‌دانستم‌ چگونه باید از اهالی محل در خواست کرد که‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) *حدود سالهای 37-36 که برای‌ شرکت در مراسم ازدواج پسر برادرش‌ به قم می‌رفتیم،وقت اتوبوس از خیابان باریک پشت مسجدامام رد شد، جلال(آل احمد)که کنار پنجره نشسته‌ بود،چشمش که افتاد به صفوف نماز جماعت مرحوم آیة ا... رشد معلم*آقای«راسخ افشار»اگر ممکن است دربارهء همدوره‌ایهایتان هم‌ توضیحاتی بفرمایید: ج*یکی آقای«شیخ عباسعلی کیاری» بود که در حال حاضر از علمای سرشناس‌ لرستان و ظاهرا امام جمعهء یکی از محال‌ خرم آباد است،و دیگری مرحوم آقا«شیخ‌ محمد رضای حاتمی بروجردی»بود که در صحن حضرت عبد العظیم مدفون‌اند. به‌هرحال،بعدها در اثر هوشیاری و بصارت از حزب انشعاب کرد و بعد هم مرگ‌ پدرش پیش‌آمد و ا مام خمینی هم گویا مراسم‌ ختمی در قم برای ایشان گرفته بودند و مرحوم‌ جلال به جهت تشکر و دیدار با امام به قم رفته‌ بود و بعد از برگشتن برای من نقل می‌کرد که: «یک جلد از کتاب غربزدگیم را برده بودم بدهم‌ آقا بخوانند،ولی دیدم کتابم زیر تشکچهء حضرتش هست. آقا سید محمد تقی در همان زمان مقامات‌ سعودی را متقاعد کرده بود که اجازه بدهند سایبانی روی قبرستان بقیع ساخته شود و خودش مثل یک کارگر برای انجام این امر کار می‌کرد. ایشان هم برای‌ گرفتن تصدیق ششم مشکل داشته است و به‌ اتفاق چند نفر آمده بودند به مدرسه من‌ اسمشان را جزو شاگردان مدرسهء خودم رد کرده بودم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.