Skip to main content
فهرست مقالات

ناموفق ها (آن سکه ناب)

نویسنده:

(2 صفحه - از 6 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : پرخاش، انفجار کلاس آقای پرخاش، روز بارانی آقای پرخاش، ناموفق، زاغی، مدرسه، مدرسهء طالبان علم رنگ، کلاس، فیزیک، صدای آقای پرخاش

خلاصه ماشینی:

"آن روز بارانی با همان قامت بلند و جفت چشمهای به خون‌ نشسته،توی دفتر مدرسه نشسته بود. حالا بماند که مدیر موفقی بودم یا ناموفق!آن روز بارانی آقای پرخاش تند خو و عصبی و فرو ریخته،توی دفتر نشسته بود و آن بچه‌های پرحرف و شرور مزاحم‌ هم رفته بودند خانه. گویا آقای پرخاش مشغول درس دادن بود. گویا آن‌ صدای مزاحم و مشکوک،آقای پرخاش را کلافه می‌کرد و به مرز انفجار می‌رساند و کلاس به هم می ریخت. گویا آقای پرخاش یک جفت دشنام آبدار هم‌ حواله داد. همیشه نگران زلزله و انفجار کلاس آقای پرخاش بودم. » گفت:«کدام بساط؟» گفتم:«همین‌که توی کلاس،دانش‌آموز شرور و ناجور باشد، مگه نبود؟» باز اسفند روی آتش شد و از جا پرید:«شرور؟مگه من میذارم‌ کسی شرارت کنه؟چهار تا مثل زاغی رو می‌نشونم سرجاش. آقای پرخاش با همان خلق و خو،مدرسهء طالبان‌ علم را رها کرد و خزید یک گوشهء دیگر. آقای پرخاش آن‌ سکهء ناب را نداشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.