Skip to main content
فهرست مقالات

نگاه آن روز تو

نویسنده:

(2 صفحه - از 68 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : نگاهت، نمره، لبخند، شرم، شعله‌ای، نگاه و قدرت صدای لرزانت، زمین، سرت، مدرسه، صدای لرزانت سنگینی سکوت

خلاصه ماشینی: "این بار آرام نگاهت کردم و گفتم:«گفتم که نمرهء همه یادم‌ نیست. خشم زمین زمین زخشم،تن خویش را به تاب انداخت‌ خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداخت‌ ز التهاب درون آنچنان به خود لرزید که جان پیر و جوان را به التهاب انداخت‌ ربود خواب زچشمان خستهء افلاک‌ بنای هستی جمعیتی در آب انداخت‌ ز بس شکست و فرو ریخت صحن و سقف و ستون‌ سکون خلق به تشویش و اضطراب انداخت‌ زمین ز تندر قهر چو این شراره کشید زهر لهیب دو صد دل به پیچ و تاب انداخت‌ زهم گسست و فرو ریخت هرچه بر جا بود به جان خسته‌دلان رنج بی‌حساب انداخت‌ به روی و موی جوانان غبار ماتم ریخت‌ به دست و پای عروسان زخون خضاب انداخت‌ شکنج موج بر احوال مردگان بگریست‌ درخت بر تن بی‌جامگان حجاب انداخت‌ شب سیاه خجل شد،سپیده پنهان گشت‌ به خون نشست شفق روی در سحاب انداخت‌ زمین ز شرم رخ خویش در غبار نشاند قمر زشرم زمین،هاله در نقاب انداخت حسین صولتیان"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.