Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات شما از زبان شما (اشتباهی که از من یک معلم ساخت)

نویسنده:

(2 صفحه - از 82 تا 83)

کلید واژه های ماشینی : کلاس، دانش‌آموز، اشتباه، مدرسه، معاون، مدیر، معاون مدرسه، زنگ تفریح، زنگ تفریح مدرسه، دانش‌آموزان با صدای بلند

خلاصه ماشینی:

"با شنیدن صدای بچه‌ها ایستادم و گفتم:«چیه،چه خبره!» یکی از آنها گفت:«آقا آمدیم خدمت شما بگوییم،شاگردی که شما در کلاس زدید،رتبه‌ اول کلاس را دارد و او نبود که صدای گربه‌ درآورد!او از عمل دانش‌آموزی که مرتکب این‌ کار شده بود ناراحت شده بود و به او اعتراض‌ می‌کرد. لحظاتی بعد درحالی‌که دستهای او خراشیده شده بود،به سوی من آمد و گفت: «خانم مدیر ببخشید،این نگین انگشترتان!» محبت،صداقت و صفای او را احساس‌ کردم و لبخندی حاکی از رضایت زدم و به دفتر مدرسه رفتم. آنگاه روی به من‌ کرد و گفت:«مبصر!این دو دانش‌آموز را به‌ دفتر دبیرستان ببر و به مدیر یا معاون مدرسه‌ جریان را بگو و برگرد. در این حالت یکی از معلمین کلاس که سابقهء آشنایی با خانوادهء ما را داشت،به نزد معاون آمد و واسطه شد!از من‌ خواست که از معلمان مدرسه معذرت بخواهم و تاکید کنم که دیگر خطا نخواهم کرد و مزاحم‌ بچه‌ها نخواهم شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.