Skip to main content
فهرست مقالات

محبت

گزارشگر:

(3 صفحه - از 80 تا 82)

کلید واژه های ماشینی : محبت، کلاس، مدرسه، معلم، مادر، اسم، نگاه، اشک شوق وارد کلاس، فکر، مادر مریم

خلاصه ماشینی:

"گفتم:«چی شده مریم جان؟کاری داری؟ چیزی می‌خواهی؟» سرش را پایین انداخت و با آن کلام کودکانه گفت:«نه!» *** خلاصه آن روز به خوشی و با یک دنیا سؤال و فکر و خیال‌ دربارهء آن کودک معصوم به پایان رسید. او را بوسیدم و گفتم:«دخترم!باکی به خانه می‌روی،با مامانت؟» سرش را پایین انداخت و دست مرا گرفت و بعد از لحظه‌ای‌ درحالی‌که دستم را رها می‌کرد،خداحافظی کرد و رفت. وقتی به خانه رسیدم،با اینکه خود مادر سه فرزند هستم،فقط به او فکر می‌کردم:«این بچه کیست؟این غنچهء تازه شکوه شده در ماه پاییز کیست؟و در وجود من چه می‌بیند که این‌گونه در این مدت کوتاه، محبتش در دلم افتاده؟» خلاصه با این افکار شب را به صبح رساندم و با بی‌صبری، دوباره راهی مدرسه شدم. اکنون که‌ او یک سال بزرگتر شده است و در کلاس دوم درس می‌خواند،اول‌ پیش من می‌آید و مرا می‌بوسد و بعد به کلاس خود می‌رود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.