Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با شمس آل احمد (یاد ماندگار)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(10 صفحه - از 4 تا 13)

کلید واژه های ماشینی : جلال، دبیرستان، معلم، حزب توده، روشنفکران، کتاب، مردم، آشنا، سالهای دبیرستان آشنا، کلاس، دوستان جلال و بچه‌های حزب، برادرم جلال، جلال و بچه‌های حزب توده، یاد ماندگار، شمس‌الدین آل‌احمد از سالهای دبیرستان، کار، دبیرستانهای دخترانه، جلال از حزب توده، چیزهایی، عضویت حزب توده، درس و مشق وشیطنت بچه‌هایمان، حزب توده درآمد، آموزش و پرورش، آمد جلال، بچه‌هایمان حرف، دست پدرم، روزهای تعطیل، آبروی روشنفکری، برادر وسطی جلال، دبیرستانهای شمیران

خلاصه ماشینی: "ولی اگر یادمان باشد که جلال و دوستانش‌ چهل سال پیش در آن جو بی‌خبری و خفقان، این گروه آلوده را در سطح جهانی مفتضح‌ کردند آن وقت شاید قدر کار ایشان بیشتر و بهتر فهمیده شود. ولی ما چه؟آیا باز هم قصد داریم سر کلاس‌ برویم و همان حرفهای قبلی را تکرار کنیم؟ همان خواننده‌های پیشین را بازپس بدهیم؟ آیا نمی‌خواهیم حرف و حدیث تازه‌ای‌ داشته باشیم؟آیا دوست نداریم آن حرفها را لا اقل با روش تازه‌تری ارائه کنیم و شیوه‌هی بهتری برای دانسته‌هایمان‌ بیابیم؟اگر چنین باشد،آن‌ وقت فرق ما معلمها با یک ضبت صوت چیست؟ آن عامل حیات که در ماست،کجای این‌ رابطه قرار می‌گیرد؟معنی زنده بودن و اراده داشتن و تکامل یافتنمان چه می‌شود؟ به راستی آدمی که خود رشد نمی‌کند و تکامل نمی‌یابد،چگونه می‌تواند موجب‌ رشد و تکامل دیگران شود؟ در سالهای نه چندان دور،همکار شوخ‌طبعی داشتم که گاهی در خلال‌ حرفهایش می‌گفت:"من آرزو می‌کنم همهء شاگردانم قبول شوند و به کلاس بالاتر بروند و تا آنجا که ممکن است سعی می‌کنم کسی‌ مردود نشود!" آن وقت در برابر نگاه متعجب و پرسشگر دیگران ادامه میداد که: می‌دانید چرا؟چون من هر سال عینا همان حرفهای پارسال را طوطی‌وار تکرار می‌کنم!و دلم نمی‌خواهد محصلی به‌ دلیل مردودی راز بیسوادیم را بفهمد!" اگرچه این حرف درمورد آن همکار شوخ‌طبع صدق نمی‌کرد،اما شاید زبان‌حال‌ معلمینی بود که مثل ضبط صوت،تنها به‌ انتقال غیر عالمانهء دانشهایی می‌پرداختند که سالها پیش آموخته بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.