Skip to main content
فهرست مقالات

روز کوچیدن (در خلوت یک معلم)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 10 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : روز کوچیدن، معلم، خاک، معلم روز کوچیدن، بو، درخت، بهار، زمستان، تابستان پاییز و پاییز زمستان، پنجره‌ها

خلاصه ماشینی:

"و پاییز راهی شهر بشود برای خریدوفروش و اگر دلش گرفته‌ باشد برود مشهد به زیارت و دادن سهم امام‌ غریب و زمستان دوباره بنشیند به شمارش‌ دانه‌های برف و حدس زدن عمق نفوذ سرما در خاک تاهرچه آفت است بمیردح‌ *** آن روز که دانشگاه را تمام کرده بودم و دوباره برگشته بودم خانه تا رختخواب جهاز مادرم راببرم در اتاق خالی و سرد شهریم،پدرم‌ با نگاههایی که روی هرشاخه‌اش یک گل‌ افسوس نشسته بود،بدرقه‌ام کرده بود و من‌ احساس کرده بودم انگاری پشیمان است از اینکه من تا دانشگاه خودم را کشیده‌ام و حالا شده‌ام آدم حسابی کتب و شلوارپوش و فکلی. و همان‌ روز بود که احساس کردم چیزی در اطراف من‌ می‌گندد و بوی زننده‌اش همیشه در بینی‌ام پر شده است و هرچه سوراخ سمبه‌های خانه‌ام را گشته مبنع بو را نیافتم که نیافتم تا روزی که‌ خواهرم،معلم مدرسهء چسبیده به خانهء پدرم، گوشی تلفن مدرسه را برداشت و زنگ زد که‌ بگوید«آقا جان تو را طلب می‌کند»و من از لرزش صدایش دانستم که باید بروم و رفتم‌ بی‌قوت وقت و رسیدم بالای سر پدرم که رو به‌ قبله درازش کرده بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.