Skip to main content
فهرست مقالات

خانه اول

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(4 صفحه - از 6 تا 9)

کلید واژه های ماشینی : آموزش‌وپرورش ،دبیرستان البرز ،شهید رجایی ،آموزش‌وپرورش تهران ،بنده ،مدرسه برود ،می گوید

خلاصه ماشینی:

"می‌گوید: «بعد از اینکه یک سال به مکتبخانه‌ رفتم و«عم جزء»را یاد گرفتم،یک روز عصر،نزدیک غروب بود که دیدم پدر و 2lمادرم با هم بلندبلند حرف می‌زنند. شاید فکر کرد این طوری هم تفریح‌وتنوعی در تدریس به‌ وجود می‌آید!من به یکی از شاگردان‌ کلاس،که ظاهرا بزرگترین شاگرد هم‌ بود،اشاره کردم و گفتم: -شما شش کلاس ابتدایی را در چند سال‌ خواندید؟ او با اخم گفت:«هشت سال!» از دیگری همین سؤال را پرسیدم. یعنی دانش‌آموزان آنجا آنقد بزرگ‌ بودند که از نظر قیافه و هیکل،هیچ فرقی‌ با من نداشتند!اما وقتی زنگ تفریح به‌ دفتر مدرسه رفتم،تازه آنها فهمیدند من‌ معلم هستم. به تندی،دو نیمکت‌ خالی شد تا آنها در آنجا بنشینند،هنوز چند لحظه از آمدن آنها نگذشته بود و من‌ داشتم روی تخته سیاه،یک مسئله ساده‌ ریاضی را توضیح می‌دادم که ناگهان یکی‌ از آنها،که انگار از همه قوی‌هیکلتر بود، به عقب برگشت و با فحش رکیکی به یکی‌ از دانش‌آموزان گفت:«چرا دیروز 1lسر قرار نیامدی؟» همهء بچه‌ها زدند زیر خنده. اما در زنگ تفریح،رئیس مدرسه گفت: «خدا به تو رحم کرد و اگر نه تکه بزرگ‌ بدنت،گوشت بود!» این حادثه باعث شد تا از فردای آن‌ روز،بیشتر دانش‌آموزان صبح زود از ساعت شش به کلاس فوق‌العاده بیایند و با جان‌ودل درس بخوانند! وی درباره تنگناها و مشکلات فعلی‌ نظام آموزش‌وپرورش و راه حل آنها می‌ گوید:«به نظر من،در نظام کلی اداری‌ امروز که آموزش‌وپرورش در رأس آن‌ قرار دارد،نارساییهایی وجود دارد: اول اینکه-برنامه‌های پیشنهادی که به‌ مرحلهء اجرا در می‌آیند به صورت-مطلوب‌ ارزشیابی نشده‌اند و نیروی کارآمد هم‌ برای اجرای آنها،تربیت نشده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.