Skip to main content
فهرست مقالات

از مجموعه آب و آتش: مدرسه آبعلی

نویسنده:

(5 صفحه - از 14 تا 18)

خلاصه ماشینی:

"به تبریزیهای بلند نگاه کردم و 2lمدیر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس به آرامی از خانم ناظم‌ پرسید:«چرا گریه می‌کند؟» خانم ناظم لبخندی زد و گفت:«از مدرسه می‌ترسد. » بعد به تصویری که در قاب قهوه‌ای تیره نشسته بود نگاه کرد و گفت:«این عکس مربوط به سال 1318 است. بدون این که جوابم را بدهد،با خودش گفت:چه قدر دلم‌ می‌خواست در یکی ازاین‌روزها،روزهایی که بچه‌ها سر کلاس‌ هستند یا توی حیاط مدرسه بازی می‌کنند،در یکی از این‌ روزهای پاییز که برگها از شاخه می‌افتند،چرخ می‌خورند و روی زمین می‌نشینند،توی راهروی مدرسه،توی درگاه‌ کلاس،توی دفتر مدرسه یا کنار نرده‌های حیاط از نفس می‌ افتادم. مدیر به من نگاه کرد و گفت:«همین طور است»و بدون این‌ که دیگر حرفی بزند،به طرف دفتر مدرسه رفت. مگر همین‌ آقا(به مدیر رودهن اشاره کرد)32 سال نیست که مدیر است؟ کی تا به حال با او کار داشته؟ جالینوسی که معلم کلاس ششم بود،سینه جلو داد و گفت: ببینید،ما خودمان را که نباید گول بزنیم. این حرف درست ولی 32 سال مدیر مدرسه در یک ده امتیازی ندارد؛آن هم مدیری که باید هفته‌ای‌ 28 ساعت هم تدریس کند. شهر بابکی که معلم آه بود،با چهرهء آرام و صدای شمرده‌ای‌ گفت:من قبول دارم که هررئیس فرهنگی از جایی حمایت می‌ شود؛ولی حالا که وزیر فرهنگ از خودمان است. چه روزهایی بود!اگر اینها نبودند،ما نمی‌ توانستیم زیر سایهء اعلیحضرت همایونی از امنیت برخوردار شویم!» تجلی گفت:«همین طور است،اگر اینها نبودند،این‌ باستانی کارها،میدانیها،قیام 28 مرداد نمی‌شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.