Skip to main content
فهرست مقالات

اشارات آشنا

نویسنده:

(2 صفحه - از 60 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : خورشید، عبد الله انصارى، انصارى قرن پنجم، خداوند پنج دینار، مجرد، عنصر المعالى کیکاووس بن‌اسکندر قرن، مخوف، ایمن، جایى، دیگرى

خلاصه ماشینی: "» شیخ بهاء الدین عاملی قرن یازدهم3 چون وجود ممکن،پرتوی از نور خورشید عالمتاب ذات واجب الوجود است که به قدر قابلیات و استعدادات فطری،مظاهر ممکنه در صورت هر فردی از افراد تعنیات جلوه‌گری کرده و هرجا به نوعی و خصوصیت شأنی روی نموده است و جمیع اشیاء به نور آن حضرت ظاهر و هویدا شده‌اند،مثل شخصی که خواهد وجود واجب را به ممکن بشناسد،همان است که کسی آفتاب تابان در بیابان-یعنی جایی که هیچ حجابی و حایلی نباشد-به نور شمع طلب نماید. این مرد مجرد از آن چاه آبی بخورد و بازو داد و پای دراز کرد و خوش اندر خواب شد و خداوند پنج دینار از بیم نیارست خفتن و آهسته با خود همی‌گفت:«چه کنم،چه کنم؟» تا از قضا آواز او به گوش آن مجرد رسید. بیدار شد،وی را گفت:«ای فلان چه افتاد تو را،چندین چه کنم چیست؟» مرد گفت:«ای جوانمرد با من پنج دینار است و این جای مخوف است و تو اینجابخفتی و من نمی‌یارم خفتن."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.