Skip to main content
فهرست مقالات

مدرسه کشکی است

نویسنده:

(5 صفحه - از 14 تا 18)

کلید واژه های ماشینی : کشکی، مدرسه، معلم، مظلومی، کلاس، مدرسه کشکی، دانش‌آموز، الماسی، نگاه، تخته‌سیاه

خلاصه ماشینی: "اگر کسی که این مزخرفات را نوشته، خودش را معرفی نکند و ما خودمان او را پیدا کنیم،مطمئن‌ باشد،که از مدرسه اخراجش می‌کنیم!» آقای رنجی،ناظم همیشه عصبانی مدرسه،وقتی که این‌ جریانات را برای من شرح می‌داد،خیلی اصرار می‌کرد تا من که‌ با کلاس 10/3 درس داشتم حتما دانش‌آموز خاطی را پیدا کنم، چرا که شاید این حرفها،ارتباطی هم با آقای صفا-معلم علوم- داشته باشد. آقا اجازه ما؟!» وقتی از من شنید که:«چند سالت است؟«تعجبش بیشتر شد و با نگرانی گفت:»آقا اجازه 17 سال!» به او گفتم:«بفرما!» و حرفهایم را این‌طور ادامه دادم:ببینید بچه‌ها!بزرگترین‌ دانش‌آموز کلاس هفده سالش است،آقای رنجی حد اقل هفده‌ سال با دانش‌آموزانی مثل شما سروکار داشته. » او با رنگی پریده و دستی لرزان مشغول پاک کردن تخته‌سیاه‌ شد و من هم دفتر کلاس را باز کردم،و چشمم به جمله‌ای که‌ هفتهء پیش نوشته بودم خیره شد:حتما از مظلومی درس را بپرسم‌ و بعد از کلاس با او صحبت کنم و ببینم مشکلش چیست. هنوز چند قدمی از؟؟؟ کلاس دور نشده بودم که معصومی و تذکری،به طرفم آمدند و قضیهء نوشتن جملات روی تخته‌سیاه را فراموش کرده بودم؟؟؟ حالا همهء فکرم مظلومی بود. » چند ضربه به در دفتر معلمین خورد و لحظه‌ای بعد در باز شد و یکی از دانش‌آموزان که خجالت می‌کشید و دستش را به‌ نشانهء اجازه بلند کرده بود،گفت:«آقا اجازه،آقای حق‌بین یه‌ دقیقه بیایید بیرون!» من که بلند شدم،دوباره صدای آقای الماسی درآمد که: -معلم توی دفتر هم یک دقیقه آسایش نداره."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.