Skip to main content
فهرست مقالات

دریچه نور (طرح یک مشکل رفتاری)

گزارشگر:

(7 صفحه - از 52 تا 58)

کلید واژه های ماشینی : روستا، زن، مدرسه، کلاس، معلم، خونه، دانش‌آموزان، قضیه، ماه، زندگی

خلاصه ماشینی:

"ولی با اینحال همیشه چیزی در درونم مرا آزار می‌داد و وقتی حسین را می‌دیدم این سئوال در ذهنم ایجاد می‌شد که وضعیت فعلی و این‌ دلخوشی تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا 14 ماه دیگر حسین در نوجوانی‌ افسرده-گوشه‌گیر و نگران نخواهد بود؟ آیا اگر حسین در وضعیت 10 ماه‌ پیش قرار بگیرد و دوباره آن مشکلات‌ آنهم در دوران متلاطم نوجوانی و دوران پرجوش‌وخروش جوانی او را از زندگی عادی و ادامه درس و بودن‌ در اجتماع بازنخواهد داشت؟ آیا چه تضمینی به آینده حسین است؟ هرچه زمان به پایان دو سال‌ نزدیکتر می‌شد احساس خطر بیشتری‌ میکردم و حتی این احساس نگرانیم را نسبت به سرنوشت خانواده حسین به کانون خانواده‌ام نیز انتقال داده بودم‌ ولی همیشه با تمسک به قرآن و سخنان‌ معصومین علیهم السلام به خود امیدواری میدادم و بخود می‌گفتم که‌ یأس از ضعف ایمان است و باید به‌ رحمت واسعه خداوند امیدوار بود... گفتم چرا نمی‌خواهی بری؟بعد از لحظه‌ای سکوت گفت نمیدونم؛ گفتم:«حسین جون تو پسر خوب و فهمیده‌ای هستی خودت میدونی من تو را دوست دارم و تو را برادر کوچکتر خودم می‌دونم و از اینکه میخواهی از من دور بشی ناراحت هستم ولی‌ در عوض زندگی در روستا آنهم روی‌ زمین کشاورزی خیلی باارزش است‌ اصلا قابل مقایسه با زندگی شهری‌ نیست دیگه تو اونجا نگران اجاره خونه‌ نیستی،دیگه اعصاب پدرت و زن‌ بابات ناراحت نیست که همش با هم‌ دعوا کنند اونجا دیگه آقا بالاسر ندارین‌ خونه و زمین مال خودتون هست و حتی‌ در اوقات بیکاری هم میتونی‌ در کارهای کشاورزی به پدرت کمک‌ کنی و وضعیت زندگیتون هم بهتر می‌شه و دوستان جدید و خوبی پیدا خواهی کرد ولی حسین مواظب باش ما را از یاد نبری؟ پس از صحبت و قدم زدن با حسین‌ به سمت خانه حرکت کردیم و از همدیگر خداحافظی نمودیم و من‌ احساس کردم که بمقدار زیادی از نگرانی و دلهره حسین نسبت به‌ زندگی روستا کاسته شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.