Skip to main content
فهرست مقالات

اولین نمازی که خواندم

نویسنده:

(2 صفحه - از 52 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : اولین نمازی، کودک، طعم شیرین، نماز دختر با پدر شهیدش، قلبم، خدا، چادر، دعا، احساس، پدر اولین نماز، گرمای تنش، فضایی، بغض گره‌خورده‌ای به درد، کلام سرشار، قلبم احساس، شب احساس، دستهای مهربانش، آن‌قدر، دوران کودکی، معنای نماز، روزها قلبم، گفت تکرار، آن‌قدر کودک، بدانم لحظه‌های، گاه دلم، کار، سال بیش‌تر

خلاصه ماشینی: "اما دردی‌ را که به خاطر آوردن خاطراتی از آن دوران‌ در وجودم و در قلبم احساس می‌کنم،مرا به‌ این باور می‌رساند. گاه دلم می‌خواست آن‌قدر به او نزدیک شوم که گرمای تنش را احساس کنم‌ و دستهای مهربانش را به دست بگیرم،اما او با آوای تکبیر مرا از این کار منع می‌کرد. چهرهء مهربان و صمیمی‌اش رابه صورتم دوخت و گفت: دخترم تو دیگر بزرگ شده‌ای،تو امشب با پدر اولین نماز را به جای آوردی،خدا از تو قبول خواهد کرد،برای من هم دعا کن. او پیشانی‌ام را بوسید و من آن‌قدر کودک بودم‌ که نفهمیدم این اولین نماز و آخرین بوسهء تشویق‌آمیز او بود. ظهر فردا پدرم بر بال فرشتگان خدا به‌ دیدار معبود شتافت و با شهدای اسلام در جوار حق منزل گزید و من طعم شیرین‌ اولین نمازی را که خواندم،هر روز در سه‌ نوبت در کام خود احساس می‌کنم و بر خود می‌بالم که پدرم اولین مقتدای من در ادای‌ فریضهء نماز بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.