Skip to main content
فهرست مقالات

دعای خیر

نویسنده:

(3 صفحه - از 34 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : درویش، سلطان، پیشکار، دعای خیر، تعظیم، پادشاه، قربان، خشم به طرف پیشکار، سلطان به سلامت باد، پیشکار نگاه

خلاصه ماشینی:

"سلطان‌[با خشم و آمیخته به‌ مسخرگی‌]:عجب!پس درویشی به شهر آمده؛[بلند می‌شود و با خشم به طرف‌ پیشکار می‌رود]:مگر آمدن درویش‌ بدبختی به شهر مهم است؟[دستش را به‌ طرف پیشکار تکان می‌دهد]:برو!زود از جلو دیدگانم گمشو،تا فرمان ندادم سرت را همین جا از تنت جدا کنند. یادم‌ می‌آید،همین دیروز بود که سر مردی را همین جا جان از تن جدا کردیم،آن هم جلو زن‌ و فرزندش و آن زن چقدر دعا و التماس کرد (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) [می‌خندد] سلطان‌[به طرف نگهبانها می‌رود و روبه‌روی آنها می‌ایستد]:جرمش چه بود نگهبانها؟ نگهبانها[تعظیم می‌کنند،با هم‌]جرمش‌ این بود که اسب یکی از سربازان پادشاه به‌ علف‌زارش رفته بود و آن بی‌رحم اسب زبان‌ بسته را از علف‌زار بیرون کرده بود... سلطان‌[بلند می‌شود و به طرف‌ درویش می‌رود]:راست می‌گوید ای‌ درویش؟ درویش‌[یکسره و بی‌تفاوت به سلطان نگاه‌ می‌کند،خونسرد و آرام است‌] پیشکار:جواب بده!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.