Skip to main content
فهرست مقالات

تا آن هنگام و تا آن لحظه نا به هنگام

نویسنده:

(2 صفحه - از 65 تا 66)

کلید واژه های ماشینی : آب، راز، مرگ، کاشمر، حرف آقای گل‌افشان، لحن، گل‌افشان، زندگی، فکر، کلام

خلاصه ماشینی:

"علی فرخ‌مهر زمین گر گشاده کند راز خویش‌ نماید سرانجام آغاز خویش‌ کنارش پر از شهر یاران بود برش،پر ز خون سواران بود پر از عود دانا بود دامنش‌ پر از خوب رخ چاک پیراهنش «فردوسی» آن هنگام و آن نابهنگام که از راه برسد، دیگر نه راه گریزی هست،نه چاره و حیله و کارآیی پول!نه تیغ بران قدرت!مرگ،حق‌ است و باید رفت!چه به هنگام و چه‌ نابه‌هنگام!به قول سیف فرغانی: آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام‌ بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد و صد البته که بر حلق و بر دهان«من»نیز بگذرد!چه باید کرد تا آن وقت وداع؟چشم‌ به راه مرگ یا مردن و زنده شدن و هول‌ مرگ؟!قبول و باور این‌که:«انا لله و انا الیه‌ راجعون»کار را آسان می‌کند. باید هنر و راز و رمز خوب زیستین را آموخت» حرف آقای گل‌افشان این بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.