Skip to main content
فهرست مقالات

ایمان و ثبات شخصیت

نویسنده:

(14 صفحه - از 84 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : ایمان ،عشق ،شخصیت ،ثبات ،انسان ،محبت ،ایمان و ثبات شخصیت ،میل ،گرایش ،وحدت ،روح ،عشق و محبت ،ارتکاز ،جسم ،نیروی ثبات دهنده‌ی ایمان ،خداوند ،مطلق ،ثبات شخصی ،نقطه‌ی ارتکاز در هستی انسان ،ایمان شرک‌آلود ،ثبات دهنده‌ی شخصیت انسانی ،عناصر ،زندگی ،ارتکاز و ثبات دهنده‌ی شخصیت ،نیروی ایمان به عناصر شرک‌آلود ،فداکاری ،نتیجه نقطه ارتکاز و ثبات ،شخصیت انسان ،هستی ،معنی

خلاصه ماشینی:

"در نتیجه، ایمان، یک ماده و عنصر جدا و منفک از مغز و دماغ آدمی نیست و نه بخشی از روح آدمی است که در مقایسه با مغز و جسم قابل طرح و بررسی باشد،(چنانچه درباره حیوانات چنین است) بلکه دایره‌ی تمرکز جنبش و پویایی همه شخصیت انسانی است که هستی آدمی را به سمت «غایة الغایات» جهت می‌دهد. بهسازی ایمان، چنانچه عبارت آن را افاده می‌کند، در واقع، تلاشی است در بهسازی دیگران یا خودی، از طریق تمرکز بخشی ذهنی، در نیروی بهسازی دیگران یا خودی این چنین بهینه‌سازی، هم در طبیعت و هم در انسان وجود دارد، و ممکن است که آن را با فعالیتهای فکری و ذهنی تقویت کرد. هر آنجا که چنین عناصر منفک شده‌ای از شخصیت به علل بیرونی یا درونی، گسسته شده باشد، این روش (استعمال دارو) در هر دو زمینه‌ی جسمی و روحی، صادق است و هیچگونه اختلافی میان آنها (جسم و روح) و نیروی التیام‌بخش ایمان «قلمرو گرایش به خداوند» وجود ندارد. البته این «عشق و محبت» به مفهوم توراتی آن نیست که شخص محوری باشد، بلکه این بدان معنی است که عشق و محبت، میل و گرایشی است که انسان را با آنچه به آن بستگی دارد، متحد سازد ویکی نماید. البته، پاسخ، این است که ما، هرگز انسانی را بدون «گرایش به مطلق» سراغ نداریم، در نتیجه، او بدون «ایمان» نیست لذا، عشق و محبت (اگر پنهانی هم باشد) در هر انسانی وجود دارد. عشق بدون فداکاری و شیفتگی، یک میل نامنظم و هرج و مرجی است، انکار ارزش شخصیت انسان دیگر و موجود مستقل است و این که انسان کسی را دوست بدارد ویا محبوب دیگران باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.