Skip to main content
فهرست مقالات

من او: داستان پایانها (درباره داستان یک قصه هزار ساله)

نویسنده:

(1 صفحه - از 4 تا 4)

کلید واژه های ماشینی : داستان، قصه، رستم، تهمینه، سهراب، رمان، رستم و سهراب، روایت، زن، قصه تهمینه

خلاصه ماشینی:

"نامهائی که محمد محمدعلی در «قصه تهمینه» بر کاراکترها گذاشته ـ البته جز یک مورد ـ ، همان نامهای آشنای قصه رستم و سهراب است: زنی که محور داستان گرد او میچرخد و بنوعی کاراکتر اصلی داستان محسوب میشود، «تهمینه» نامگذاری شده و فرزند این زن که خواننده در اواخر رمان پی میبرد که واقعا فرزند اوست، «سهراب» نام دارد. پایان این داستان، البته تا مرز شباهت به پایان تراژیک قصه‌سهراب و رستم پیش میرود؛ ولی این‌جا دیگر گویا قرار نیست محمد محمدعلی روایت کشته شدن پسری توسط پدرش را بازگو کند؛ چراکه سیروس (بخوانید: رستم) در یکی از شهرهای جنوبی کشور به دست برادرش سروش (بخوانید: شغاد) کشته میشود و سهراب،‌در راه دفاع از میهن در جبهه به شهادت میرسد. نکته دیگری که در خوانش معنائی این رمان میتوان دریافت این‌که ممکن است خواننده در مواجهه با لایه‌های روئی این رمان چنین استنباط کند که «قصه تهمینه» روایتی زن‌باورانه از قصه سهراب و رستم است؛ درحالی‌که با نفوذ در لایه‌های زیرین رمان درمییابیم این روایت در حقیقت نوعی حاکمیت مردسالارانه را در خود پنهان دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.