Skip to main content
فهرست مقالات

سکوت شب

شاعر:

(2 صفحه - از 67 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : سکوت شب، قوم، اغراق، روز وارهم اندر سکوت شب، مسعود سعد سلمان، شعر، وین، مشرق تیغ کبود شب مغرب، فکر، ری بعهدهء دیوان تیره‌رای قومی

خلاصه ماشینی:

"ای عصر زردخیمهء تزویر برفکن‌ وی شب سیاه چادر انصاف برگشای‌ ای لیل مظلم از در فرغانه وا مگرد وی صبح کاذب از پس البرز برمیای‌ ای تیره شب بمژهء غم خواب خوش بباف‌ وی خواب خوش بزلف امل مشک‌تر بسای *** من خود بشب پناه برم ز ازدحام روز دو گوش و چشم بسته ز غولان هر زه لای‌ چون بر شود ز مشرق تیغ کبود شب‌ مغرب بخون روز کشد دامن قبای‌ ز اشوب روز وارهم اندر سکوت شب‌ با فکرتی پریشان،با قامتی دوتای‌ چون آفتاب خواست کشد سر ز تیغ کوه‌ چو نان بود که بر سر من تیغ سرگرای‌ گویم شبا بصد گهر آبستنی ولیک‌ چندان دوصد ز دیده فشانم ترا،مزای‌ ای تیغ کوه راه نظر ساعتی ببند وی پیک صبح،در پس که لحظه‌ئی بپای‌ ای زردچهره صبح دغا،وصل کم گزین‌ وی لعبت شب شبه‌گون،هجر کم‌فزای *** با روز دشمنم که شود جلوه‌گر بروز هر عجز و نامرادی و هر زشت و ناسزای‌ من برخی شبم که یکی پرده افکند بر قصر پادشاه و بسرمنزل گدای‌ دهر هزار رنگ نمایان شود بروز با جلوه‌های ناخوش و دیدار بدنمای‌ گوش مراد را خبر زشت،گوشوار چشم امید را نگه شوم سرمه سای‌ آن نشنود مگر سخن پست نابکار وین ننگرد مگر عمل لغو نابجای‌ لعنت بروز بادو بر این نامه‌های روز وین رسم ژاژخائی و این قوم ژاژخای‌ ناموس ملک در کف غولان شهر ری‌ تنطیم ری بعهدهء دیوان تیره‌رای‌ قومی همه خسیس و بمعنی کم از خسیس‌ خلقی همه گدای و بهمت کم از گدای‌ یکسر عنودو بر شرف و عز گشاده‌دست‌ مطلق حسود و بر زبر حق نهاده پای‌ هر بامداد از دل و چشم و زبان و گوش‌ تا شامگاه خون خورم و گویم:ای خدای!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.