Skip to main content
فهرست مقالات

رقص کبوتر (شعر)

شاعر:

(3 صفحه - از 102 تا 104)

خلاصه ماشینی:

"تا ارمغانش(خوشه سبزی که دارد در لبان سرخ)بنماید گریزان باز میگردد بنرمی دامن افشان میکند تا بال میگیرد *** چراغ صحنه میگردد قفس‌های سیاه و میله‌های سبز قفس‌های قناری‌های زندانی براه باد میلرزد درون هر قفس استاده یک دختر که میگردد نگاهش با تلاش بالهای آن کبوتر دل گرمش،روی میله‌های سرد میکوبد بال زردفامش، همچو گلبرگ ز باد آشفته گسترده‌ست بر دیواره‌های تار کبوتر باز میچرخد با پرواز نرم خویش غبار غم ز راه رفته میروبد به بالا اوج میگیرد پریشان میکند دامان فرو میلغزد و از سینهء صاف افق سرزیر میگردد و روی شیب آرامی که میلغزد بسینه در هوای باز، میدهد پرواز خوشهء سبزی که دارد بر لبان سرخ تا کم کم میان ابرهای پاره پاره محو میگردد سبز خوشه توشهء خوشرنگ بر لبان چشمه‌ای جوشنده میافتد راه جویباری رهگذر را پیش میگیرد هیاهوئی چو آواهای یک باد شکسته پر به پشت میله‌های سبز می‌پیچد: قناری‌ها مشوش هر طرف پرواز میگیرند «رفیقان!همرهان!همبالهای من!» نوای این ترانه بر هیاهوی دیگر راه میگیرد «رفیقان!همرهان!همبالهای من!» «بهار آمد بصحراها «بهار آمد بصحراها و زیبا گشت زیبا،جنگل انبوه «برپا کرد لاله پرچم آشوب روی کوه «بهار رفته باز آمد بروی دشتهای ما «نمی‌زیبد دگر زنجیر روی دستهای ما «چه روح‌افزاست چشم‌انداز خرم دره‌های صبح «چه شادی‌بخش «ترانه‌های باران را شنیدن روی هر گلخار «چه زیبا «روی هر سر شاخه دیدن،بار «بیا ای خواهران تا میله‌های این قفس‌ها را، «ببال و سینه بشکافیم «ز جوی رهگذر آن خوشه برداریم «و با آن توشهء امید راه دشتهای منتظر گیریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.