Skip to main content
فهرست مقالات

آفتاب بر پهنه آبی دریا

نویسنده:

(5 صفحه - از 74 تا 78)

کلید واژه های ماشینی : آرش، زن، آبی دریا، مادر، سوزی، فریده، چشمان آرش دریای آبی، فرنگی، دختر، خانه آمدم سوزی

خلاصه ماشینی: "در صورت سرد و سخت‌ سوزی احساسی شدید دوید و وقتی نگاهش کردم احساس‌ التماس را در تما صورت او لمس‌ کردم با لحنی احساساتی گفت: اجازه بده بروم من بدون مطالعه‌ همسر تو شدم ولی(؟؟)(؟؟) زیاد(؟؟)(؟؟)(؟؟)(؟؟) آرش مال تو،(؟؟)(؟؟) ایرانی دارد(؟؟)(؟؟) گرمی و صفای شماها(؟؟) من به شدت(؟؟)(؟؟) بیگانگی می‌کنم(؟؟)(؟؟) یک غریبه است(؟؟)(؟؟) لبخند بی‌رنگی(؟؟)(؟؟) هم مادری؟ از جا بلند شدم و حالی که به‌ طرف در می‌رفتم گفتم(؟؟) برایت بلیط بخرم(؟؟) حتی یک روز ماندن(؟؟) برای هردویمان(؟؟)(؟؟) یک قرن است. آرش تکانی خورد لای‌ چشمهایش را باز کرد و من دیدم‌ که یک قطره اشک از گوشه‌ چشمش بیرون جهید وقتی دکتر رفت آرش زیر لب گفت:- فریده جان مرا به خانه ببر می‌دانم پدر وقتی می‌رفت‌ پول زیادی نگذاشت از کجا می‌خواهی پول تهیه کنی؟ دستی به سرش کشیدم و گفتم:-غصه نخور عزیزم- همین امروز دستبندم را می‌فروشم‌ باوجودی که که حالش مساعد نبود از جا جهید و فریاد زد:- همان دستبندی که می‌گفتی‌ مادرت به تو یادگاری داده؟ گفتم:-مهم نیست بهر حال تو عزیزتر از یک دستبندی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.