Skip to main content
فهرست مقالات

یک تکه کاغذ مچاله شده

نویسنده:

(4 صفحه - از 67 تا 70)

کلید واژه های ماشینی : انشایش، زندگی، کلاس، کاغذ مچاله، کاغذ مچاله‌شده، اندوه، اندوهی تلخ از زندگی حرف، امید، هوشنگ، تلخ

خلاصه ماشینی:

"بالاخره مسعود خواندن انشایش را تمام‌ کرد و با همان کدورت خاطر،آرام و در حالیکه نگاهش را بزمین دوخته بود تا شاید از نگریستن به همکلاسانش نکند توان خود- داری از دست بدهد و اشک‌هایش سرازیر شوند،به جای خود بازگشت. گفتم جوانی‌ در این سن اگر مشکلی برایش پیش می‌آید، میبایست آن مشکل آنقدر سطحی و کم‌عمق باشد که به حساب زندگی نگذارد و زندگی را تلخ‌ نداند،اما حتما انگیزه‌یی موجب شده،که‌ او اینقدر راه آینده را تیره بنگرد،که صادقانه‌ برای سن اعتراف کند،هرگز میل به ادامه‌ زندگی ندارد.... اما وقتی از رفتار خشونت‌آمیزش با ممسعود و خواهر و برادرانش گفتم،دانست‌ که مسعود برای من از عصبانیت‌های مداومی‌ که پدرش دارد،و حتی فرزند هیجده‌ ساله‌اش را بزیر«ضربات تنبیه»می‌گیرد،حرف‌ زده است. کوشیدم او را از ادامه روشی که داشت باز دارم،گرچه می‌دیدم این وظیفه‌یی را که من‌ نیست به شاگردانم انجام میدادم،نوعی دخالت‌ در زندگی خانوادگی او،و روابط پدر و فرزندی‌ می‌داند..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.