Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و گو: و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد (ادبیات نمایشی معاصر ایران)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(14 صفحه - از 71 تا 84)

کلید واژه های ماشینی : درام، تئاتر، ادبیات، دراماتیک، هنر، قصه، شاهنامه، داستان، اندیشه، حماسی

خلاصه ماشینی:

"پس با این نظر شما موافقم که‌ کارکرد فلسفه و معنا،متفاوت است و اگر خاصیت‌ آن‌ها در ذهن نمایشنامه‌نویس،مشخص و منفک‌ شود این احتمال وجود دارد که او هرگز نتواند برای اثبات نگرش فلسفی خود و فلسفه‌ای که‌ از آن پیروی می‌کند قالب و روش مناسبی را سازماندهی کند. اما در عین حال آیا می‌توان منکر متونی شد که با این وضعیت سازگار نیستند؟آیا«یک دقیقه‌ سکوت»،«پچ‌پچ‌های پشت خط نبرد»یا«پل» نمایشنامه‌های صرفا معناگرایی هستند که فلسفه‌ای‌ ارائه نمی‌کنند؟آیا«مرگ در پاییز»یا نمایشنامه‌ درخشان«پلکان»صرفا معناگراست؟فکر می‌کنم‌ اگر قرار است به درک درستی از ادبیات نمایشی در ایران دست یابیم،باید ابتدا آثار را دسته‌بندی نماییم‌ و از جزء به کل حرکت کنیم. اگر دنیای مدرن غرب و اندیشه‌ها و فلسفه‌های آنان و سبک و شیوه‌های هنری‌ آن‌ها،جذابیت‌هایی،دارد که مخاطبان شرقی‌ را به سوی خود جلب می‌کند و به طبع آن‌ هنرمندان را،باید از خودمان بپرسیم که آیا ما در بیان اندیشه‌های خود،به طریق‌های سنتی‌ خود و وابسته به عناصر فرهنگی قومی خود، (به تصویر صفحه مراجعه شود) موفق بوده‌ام؟آیا مشکل در هنرمندان است،یا در اندیشه‌ها؟آیا مخاطبان عوض شده‌اند؟ اما چیزی که حق نداریم بگوییم این است که‌ بگوییم هنرمندان ما چگونه باید بیندیشند و چگونه عمل کنند. اما چیزی که باید به آن توجه کرد این است‌ که تعداد این آثار آن قدر کم و در بعضی موارد آن قدر ضعیف است که نه فقط ارزش خود را به عنوان یک اثر هنری(و البته ملی)به دست‌ نمی‌آورند،بلکه باعث ایجاد زمینه‌ای برای بیان‌ این تفکر می‌شوند که گروهی(از سر تمسخر یا کم‌دانشی)به خود اجازه دهند و حکم صادر کنند که ادبیات کهن ما فاقد عناصر نمایشی‌ (دراماتیک)می‌باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.