Skip to main content
فهرست مقالات

فریاد غارت

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 108 تا 109)

خلاصه ماشینی:

"-یک خانم مسن(پیرزن) -تاجر -مأمور امنیتی -خریداران به صورت اتفاقی و تصادفی،از صحنه عبور می‌کنند،به ویترین مغازه‌ها می‌نگرند و باهم صحبت می‌کنند. (برای شلوغی خریداران گیج شده) آفرین!بله!تو همه اون باتری‌ها را ذخیره کردی. کریس(از لیام دور می‌شود و زیر لب صحبت‌ می‌کند):کثافت پست،من حداقل خل‌وضع نیستم. لیام(دست از لال‌بازی برمی‌دارد و دود کریس می‌چرخد): پست؟خل‌وضع؟من حرفتو درست شنیدم؟ من داشتم دربارهء این صحبت می‌کردم که... از فردا صبح شما از خواب بیدار می‌شوید،نه قدرت وجود خواهد داشت نه آب،نه ذخیره‌های رایانه‌ای من امروز صبح داشتم با مادربزرگ عزیز خودم فقط درباره‌ اهمیت آماده بودن صحبت می‌کردم. من هیچ همچی‌ فکری به نظرم نمی‌رسید اوه،همسرم،اون نمی‌تونه‌ بدون داروهایش زندگی کنه!حالا من چه کار کنم؟ لیام(همین‌طور که صحبت می‌کنید دور پیرزن‌ می‌چرخد):شما هنوز وقت دارید!داروهاتونو بگیرید!اجازه ندین که هیچ‌کس مانعتون بشه! کریس:مریخی‌ها؟منظورت اونیه که تو روزول‌ فورد آمده بود؟ لیام(خشمش را می‌خورد و به مأمور امنیتی‌ اشاره می‌کند):مأمور،لیام هورسمن پیشگوی‌ روزانه."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.