Skip to main content
فهرست مقالات

تو عاجزی ز گفتن و خلق از شنیدنش! (نامه هایی برای خدا، حرف های تنهایی)

نویسنده:

(2 صفحه - از 6 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : عاجزی ز گفتن ،ناله ،درد ،قبیله‌ام ،بازشناسی ،سکوت ،مرگ ،گفتن و خلق ،تکیه ،معنای تراژیک زندگی ،پرومته ،عذابی ،اندیشه ،قربان ،عاجزی زگفتن و خلق ،تجربه ،پرومته دچار مرگ‌های ،مخاطب ،بازشناسی پرومته ،خدایا ،خلق از شنیدنش ،افراد قبیله‌ام ،سکوت مولایم ،رانده شدن‌های ،مرگ محکوم‌به شرافت‌مندانه شدن ،جماعت قبیله‌ام ،روزی مولایم ،عرش تکیه ،مخاطب حرف‌های ،نامه‌های دلم

خلاصه ماشینی:

"» این تشویش و اضطراب من، اگر معنای تراژیک زندگی نیست، پس چیست؟ و چرا این اضطراب در افراد قبیله‌ام نمود ندارد؟ مگر جوهر تراژدی «بازشناسی» نیست؟ و مگر بازشناسی هر نوع تحولی از ندانستن به دانستن و شناختن نیست؟ و مگر نه اینکه «تحول» باید سبب بصیرت ما شود؟ اگر من این‌همه مشتاق مرگم، نه به خاطر این است که: از همه جا به نام «قانون» و به حکم تو مرا رانده‌اند و من هرگز حتی ناله هم نکرده‌ام. پرومته دچار مرگ‌های پیاپی می‌گردد و باز زنده می‌شود تا بمیرد و این یک نوع بازشناسی است و اکنون به جای «زئوس» گروهی از افراد قبیله‌ام نشسته‌اند و اینان بر هر که شبیه آن‌ها نباشد کرکس جگرخوار می‌گمارند و شگفتا که آشکارا بر این عذابی که بر «پرومته» روا داشته‌اند، اشک می‌ریزند تا مردمان «راز» را درنیابند و اگر «راز» درام باز نشود مخاطب نه به «همدلی» می‌رسد و نه «کاتارسیس» معنایی دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.