Skip to main content
فهرست مقالات

پرانتزها را نبندید (پاس داشت)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(5 صفحه - از 48 تا 52)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، نمایش، پرانتزها، عمو زنجیرباف، درخت انگور، اجرا، الماسی، رؤیا، فکر، نمایش باغ آرزوها

خلاصه ماشینی:

"برای آشنایی بیشتر هم‌نسلان من، می‌خواهم از زبان خودتان به ما بگویید جزء کدام گروه و جریان فکری آن روزگار بودید و نوشته‌ها و کارهایتان را با چه عنوان یا لقبی می‌شناختید؟ من از سال 1344 به عنوان نمایشنامه‌نویس، فعالیت تئاتری خودم را آغاز کردم و نخستین نمایشنامه‌ام هم «عمو زنجیرباف» بود که چاپ هم شد. البته باید اینجا از آقای «مسعود صفایی» دوست گران‌قدرم یادی کنم که زحمت کشیدند و همان موقع 1800 تومان به من دادند که با آن توانستم عمو زنجیرباف را در 2000 نسخه به چاپ برسانم ولی این 2000 نسخه، جایی توزیع نشده بود. صاحب الاغ هم که کنجکاو شده بود به من یک حرف جالبی زد که هنوز در خاطرم است، گفت: «من می‌فهمم که شما چه کار دارید می‌کنید!» که حتی دانشجویان آن موقع این موضوع را نفهمیده بودند و من را هم مسخره کردند. . نوآوری که در اجرای نمایش کردیم این بود که هنگام اجرای نمایش، آقای الماسی ثابت می‌شد و من شروع به جابه‌جایی تماشاگران می‌کردم و بعد از جابه‌جایی به آن‌ها تذکر می‌دادم که چرا اجازه می‌دهند من آن‌ها را جابه‌جا کنم؟ شاید من آدمی دیوانه باشم. بعد از پرانتزها را ببندیم، چه نمایشی را روی صحنه بردید؟ نمایش‌های زیادی بودند ولی اگر الان بخواهم در مورد آن‌ها صحبت کنم باید مورد بازنگری دوباره قرار گیرند. به‌زعم خودتان چه نمایش‌هایی درخور توجه بودند و امروز هم می‌توان از آن‌ها یاد کرد؟ «افسانه ماشاالله‌خان» و «درخت انگور» که بارها اجرا شدند و از نمایش‌های شاخص آن دوران‌اند؛ البته هر اجرایی برای من شاخص است و نمی‌توانم فرق بگذارم، ولی این دو نمایش، از تلویزیون ملی ایران در آن زمان‌، علاوه بر اجرای صحنه‌ای، پخش شدند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.