Skip to main content
فهرست مقالات

تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است! (نامه هایی برای خدا، حرف های تنهایی! به بهانه پرواز بی بازگشت)

نویسنده:

(2 صفحه - از 6 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : خدا، درد، مرگ، هنگامه‌ای، دلم شکست، تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم، پرواز بی‌بازگشت، زیباترین، شعر، مهربانا، بهانه پرواز، گرگ، رمه، شبانی، دردهای مردم زمانه، جسم، مرده، نویسم، امپراتور، پرواز بی‌بازگشت دکتر قیصر امین‌پور، باز دلم شکست، فراموش، شانه‌های دریای مواج مردمان، احوال عاقلان نویسم، احوال عاشقان نویسم، شعر مرگ، جسم تحمل جانش، رمه جواب توانی، رمه بیرون توانی، راه خدا

خلاصه ماشینی: "به هنگامه غربت که هیچ کاری نمی‌توانم‌ کرد،جز همدلی با دردمندانی کخه همدردشان‌ هستم،و این تنها داروی جسم من است و آرامش‌ جانم با توست!باز دیروز یکی از درناها پرواز کرد که می‌دانم دیگر به جسم نخواهمش دید،اما جانش تا همیشه با ماست. دیروز بود،نه؟ انگار همین دیروز بود که روی شانه‌های دریای‌ مواج مردمان شهر تا«بهشت زهرا»رفت و در جان‌جان مردمان خانه کرد و میهمان تو شد به‌ هنگامه‌ای که گروهی نامصیب‌زده بر مصیبت او به تظاهر زاری می‌کردند به مرده‌خواری که از قبل‌ این اشک نامی برای خود بیندوزند و او باز آرام‌ لبخند می‌زند که پر از کنایه بود،دیروز بود،نه؟ انگار همین دیروز بود که دردمندانه می‌سرود: «دردهای من‌ گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست‌ درد مردم زمانه است‌ مردمی که چین پوستینشان‌ مردمی که رنگ روی آستینشان‌ مردمی که نام‌هایشان‌ جلد کهنه شناسنامه‌هایشان‌ درد می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.