Skip to main content
فهرست مقالات

بگویم شغل؟! نمی دانم! (پاسداشت)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(5 صفحه - از 49 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، کارگردانی، نمایش، تماشاگر، آمریکا، اسکندری، کار، نقد، تمرین، اجرا

خلاصه ماشینی:

"اما به هرحال چون من تنها خارجی دپارتمان تئاتر بودم و خیلی خوب کار می‌کردم و همه‌جا حضور داشتم و علاقه و عشق‌ و انرژی نشان می‌دادم،استادان ارتباط خوبی با من‌ داشتند و اجازه دادند که«کلفت‌ها»ی ژان ژنه را در دوران لیسانس روی صحنه ببرم. در این یک سال هیچ برخورد یا رابطه‌ای با گروه برادرتان نداشتید؟منظورم این است که‌ آشنایی‌تان با کسانی که با برادرتان کار می‌کردند باعث نشد که بعدها همکاری‌ای بین شما و آن‌ها شکل بگیرد؟ نه،من ارتباط زیادی با گروه نداشتم،چون پنج، شش سالم بود و بچه بودم. نه،تئاتر اصلا در ایران حرفه نیست!سالی یک‌بار تئاتر کار کردن چطور می‌تواند حرفه‌ای باشد؟!در واقع تئاتر برای تبدیل به یک‌جور فوق برنامه شده‌ است. البته قرار بود که من امسال«آمادئوس» را برای سالن اصلی کار کنم ولی گفتند که آقای‌ سمندریان و بیضایی در سالن اصلی اجرا دارند شما برو تالار سایه و یک نمایش دیگر را تمرین کن!ما هم اگر این مغازه‌مان(تئاتر شهر)باز شود قرار است‌ که در سایه اجرا داشته باشیم. ولی این را می‌دانم‌ که اگر یک نمایش را به دست یک گروه بدهید و بگذارید آن را انجام بدهد و تا سال بعد بیکار بماند هیچ وقت نمی‌تواند تماشاگر جمع کند. محامدی به عنوان مترجم،کارگردان و طراح، چهار تئاتر تلویزیونی؛«روز سن والنتین»(3531)، «خانه عروسک(5731)،«گره»(5731)و«بچه‌ شیرخوره سیبیلو»(8731)را نیز برای تلویزیون‌ کار کرده و در پنجاه و دو نمایش نیز در آمریکا به عنوان بازیگر،طراح،کارگردان و نویسنده حضور داشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.