Skip to main content
فهرست مقالات

نمایشنامه: تمثال مادر

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 70 تا 77)

کلید واژه های ماشینی : رزماری، لوسی، آکبورن، تئاتر، آشپزخانه، اوه، شیر، خوب، آب، آلن آکبورن

خلاصه ماشینی:

"و اپراتور می‌گوید،خوب،تصمیم بگیرید،صحبت کنید یا گوشی را بگذارید،برای من فرقی نمی‌کند- این شد که ما صحبت کردیم و طرف شوهر شما بود لوسی:هری؟ رزماری:هری،بله. (به وضوح معلوم است که لوسی گوش‌ نمی‌کند) رزماری:حال شما خوب است؟ لوسی:بله،حواسم به نیکلاس بود. می‌خواهید شماره‌اش را داشته باشید؟ لوسی:چه؟ رزماری:شمارهء شوهرتان را در«میدلزبرو» می‌خواهید؟گفت گوش به زنگ است. اطراف را نگاه می‌کند و متحیر صدا می‌زند)رزماری!گذاشتم روی میز(لوسی آب‌ پرتقال را روی میز کوچک قرار می‌دهد و دوباره‌ به آشپزخانه می‌رود. تری:این نوشیدنی را برای چه می‌خوری؟ رزماری:من آب پرتقال دوست دارم. من‌ به شما اطمینان دارم(مجددا شروع می‌کند به‌ مرتب کردن اشیا) رزماری:(محض خوشامد لوسی)عالی است. تری:هاری چطور است-آقای کمپتون؟ لوسی:خیلی خوب. تری:بله،داشتم می‌گفتم کار شوهر شما ظاهر وادارش می‌کند خیلی این طرف آن طرف برود. حرف من را گرفتید؟ لوسی:این نکته در مورد زن‌ها هم صدق‌ می‌کند،حتما می‌کند،نه؟ رزماری:بله،کاملا درست است. -اوه نه-من زیاد به این‌جور نوشیدنی‌ها علاقه ندارم،کاش متوجه می‌شدید منظورم چیست(چشمک می‌زند،سپس دست‌ به سوی بیسکویت دراز می‌کند)اما یکی دیگر از این‌ها برمی‌دارم،اگر ایرادی ندارد؟ لوسی:صبر کنید،چندتا خورده‌اید؟ تری:این دومی است،باور کنید دومی است. (لوسی با یک لیوان شیر بازمی‌گردد) لوسی:حالا برای چه جست‌وخیز می‌کنی؟ (رزماری می‌نشیند) تری:ما دیگر باید برویم. (به تصویر صفحه مراجعه شود) لوسی:شما آب پرتقال رزماری را خوردی؟ تری:ببینید:شب‌به‌خیر... لوسی:خوب،من فکر می‌کنم این کار واقعا خودخواهی است. لوسی:آمده‌ای معذرت‌خواهی کنی؟ تری:تو کلید داری رزی؟ رزماری:بله. (به طرف لوسی حرکت‌ می‌کند) رزماری:تری... رزماری و لوسی:(با هم)وقتی پسرها آمدند به‌ بازی پسرمسر تپل‌مپل دوید و رفت» تری:(با یک بلع،کل محتویات لیوان را تمام‌ می‌کند)تمام شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.