Skip to main content
فهرست مقالات

من هر لحظه عاشق تر

ناقد:

(3 صفحه - از 103 تا 105)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شعر آفاق شوهانی، شوهانی، روایت، زن، اجتماعی، مرد، متن، لکاته، شورش

خلاصه ماشینی:

"دست می‌برد پیرمرد پا در آب (ص 9) IIـ من پستانک به دست با دست دیگر هر چه خنزر پنزری از موج می‌گیرد آن‌ طرف‌تر لک ولک کنار درخت به لکاته لعنت می‌نشینم(ص10) IIIـ من نمی‌دانست نگاه او اثیری بود من هر لحظه عاشق‌تر و لکاته هر دم سر به هوا تر(ص 13) و موارد دیگر… دقت در این روایتهای اجتماعی همچنان در جای‌جای شعر تکرار می‌شود و ساختار شعر را کامل می‌کند، چنان که حتی با هم ادغام نیز می‌شوند: زن با مردی می‌رفت و همچنان می‌گفت… پیرمرد کونة تلخ خیار می‌مکید سراسیمه رسید سر صحنه همه چیز آن‌چنان که می‌خواست زن پا در رود می‌زد سه شاخه گل نیلوفر در دست سه شاخه؟ سه شاخه،‌ نه دو شاخه و چهار نیلوفر در دست مرد قوز کرده عبا به دوش با زن می‌رفت از جوکیان هندوستان بود یا لرهای کنار نانوایی (ص 14) می‌بینیم که ترکیب این روایتها ـ‌ صرف نظر از نگاه شاعرانه که بعدا به آن اشاره خواهم کرد ـ چگونه توانسته است به گونه‌ای جدیدتر و نگرشی دقیق‌تر،‌ همة آحاد جامعه را شامل شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.