Skip to main content
فهرست مقالات

تعریف شعر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : شعر ،تعریف شعر ،تعریف ،عروضی ،هنر ،نقد ،روح ،صناعت ،نظم ،ادبی ،رنگ ،معنی ،وزن ،جبران ،قلب ،رنگ خون جوشان مولوی ،انسان ،نقد ادبی ،نگاه ،مولوی ،غالب ،غالب نظریه‌پردازان شعر ،شعر در نگاه مولوی ،هستی ،روان ،معیارهایی ،سخن ،روح هنری شعر ،عروض و قافیه ،نگاه ویژة شاعر و نویسنده

خلاصه ماشینی:

"نویسندة چهار مقاله، حتی آنجا که وارد عرصة معنا می‌شود، معیارهایی را معرفی می‌کند که غالبا از «وهم» و «قوة موهمه» ناشی می‌شود که ممکن است هر نوع دیگر زبانی نیز بتواند با چنین معیارهایی معرفی شود: «شاعری صناعتی است که شاعر بدان صناعت اتس‍اق مقدمات موهمه کند. آنچه آنان به عنوان نظریه‌های نقد ادبی عرضه کردند، بیشتر از آنکه بخواهد توجیه‌گر و معر‌ف مقوله‌ای به نام شعر باشد، تعریف «نظم» است حتی آنجا که در تعریف، بر اندیشه‌و‌ری و بهره‌مندی از خیال سخن می‌گویند، چندان شعر را تعریف نمی‌کنند. ادیب صابر ترمذی از آن شاعرانی است که تعهد عملی به این تعریف دارد: «نظم روان ز آب روان، سینه را به است شعر روان ز جان و روان‌ گداخته است نادان چه داند آنکه سخندان به گاه نظم جان را گداخته است و از آن شعر ساخته است» رسید وطواط در حدائق‌الس‍حر نظم و شعر را مرادف می‌داند و بنابر همین تعریف استاد همایی در کتاب صناعت ادبی به تأثیر از حدائق‌الس‍حر می‌گوید: «نظم در لغت به معنی به هم پیوستن و در رشته کشیدن دانه‌های جواهر و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه باشد (=موزون و مق‍فی) و مرادف آن را «شعر» نیز گویند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.