Skip to main content
فهرست مقالات

داستان رستم و اسفندیار از منظر عرفان

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : اسفندیار ،داستان رستم و اسفندیار ،رستم ،گشتاسپ ،داستان ،شاه ،دین ،نماد ،رستم اسفندیار از منظر عرفان ،شاهنامه ،منظر عرفان جاماسپ نماد عقل ،منظر عرفان ،فطرت ،زرتشت ،تاج و تخت ،داستان و رستم اسفندیار ،جاماسپ ،تاج و تخت گشتاسپ نماد ،مادر اسفندیار نماد فطرت ،مادر ،بلبل ،جهان ،مرگ ،تخت گشتاسپ نماد و سمبل ،فکر ،حقیقت نماد فطرت اسفندیار ،ایران ،جاماسپ نماد عقل معاش ،سخن ،انسان

خلاصه ماشینی:

"چون این آتش را هم گشتاسپ در دامن ذهنش انداخته به دلیل اینکه گشتاسپ در بدو امر بعد از کشته شدن زریر برای تشویق و ترغیب اسفندیار به جنگ فریاد می‌دارد: بدین خدای و گو اسفندیار به جان زریر آن گرامی سوار که اکنون فرود آمد اندر بهشت که من سوی لهراسپ نامه بنشت پذیرفته‌ام من از آن شاه پیر که گر بخت نیکم بود دستگیر که چون بازگردم ازین رزمگاه به اسفندیارم دهم تاج و گاه چنان‌چون پدر داد شاهی مرا دهم همچنان تاج شاهی ورا و هم اوست که بار دیگر به هنگامی که در کوه به محاصرة سپاه ارجاسپ درمی‌آید وقتی که اسفندیار به دادش می‌رسد می‌گوید: پذیرفتم از کردگار جهان شناسندة آشکار و نهان که چون من شوم شاد و پیروز‌بخت سپارم تو را کشور و تاج و تخت پرستشگهی بس کنم در جهان سپارم به تو هر‌چه هستم نهان جالب اینکه تا همین زمان (یعنی زمان محاصرة‌ گشتاسپ) اسفندیار به طور جدی درصدد گرفتن تاج و تخت از شاه نبوده و لذا با نهایت احترام و بزرگواری: چنین پاسخ آوردش اسفندیار که خشنود بادا ز من شهریار مرا آن بود تاج و تخت و کلاه که خشنود باشد جهاندار شاه اما بعد از اینکه از هفت‌خوان می‌گذرد، دشمن را شکست داده و خواهرانش را آزاد کرده و به ایران برمی‌گردد برای اخذ تاج و تخت از پدر حتی حاضر می‌شود رو در روی پدر قد علم کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.