Skip to main content
فهرست مقالات

آخرین خندق

نویسنده:

(4 صفحه - از 88 تا 91)

کلید واژه های ماشینی : شعر ،حیفا ،چهره‌اش ،قلب ،عرب ،سمیح ،عشق ،اندوهم ،سمیح القاسم ،غریب ،شاعر ،مردگان ،مرگ ،جنازه‌ای ،دیده‌بوسی ،آخرین خندق ،فکر ،دریا ،جهان ،عربی و شعر پایداری عرب ،شعر نو عربی و شعر ،رها ،فرهنگی ،اشک چشمانم ،خبر ،خاندان دروزی فلسطینی ،چهره‌اش متعلق‌به ،بیگانه ،فرهنگی جهان عرب ،انسان

خلاصه ماشینی:

"شعری که در ادامه، برگردان فارسی آن را می خوانید، نامه‌ای است از او به محمود درویش، شاعر دیگر مقاومت؛ نامه‌ای که در آن، داستان به غربت رانده شدن مهاجران فلسطینی و سرگردانی آنها در جهانهای غیر عربی، به زبان شعر آمده است؛ شرح دوری از وطنی که شاعر تبعیدی، هر جا باشد، چهره‌ای از آن را با خود دارد؛ چهره‌ای از «حیفا» را ... بوق (ماشینهای) اندوه و ترس من در میان خون غوغا می‌کنند اما نه شنونده‌ای هست و نه پاسخ دهنده‌ای، جز صدای قهقهه شراب‌خوارن «سدوم» و استهزاء « عمورا» و « تل‌آویو» دستانم را نزدیک کردم کوشیدم تا از روی صفحه تلویزیون صورتت را لمس کنم در نور انفجار بمبی چون خورشید. نزدیک تو جنازه‌ای بود در کنار تو جنازه‌ای و در قلبت جنازه‌ای اما نزدیک من چیزی نیست جز اشک چشمانم (و برادری که شاید باشد) دو چهره دارد پاریس که یک چهره‌اش متعلق به «حیفا»ست و ما دو برادریم در رویا و شیطنت تو قلب مرا می‌شناسی و اندوهم را و گل عشقم را و این را که نباید ناامیدم کنی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.