Skip to main content
فهرست مقالات

می جست/ می جست

نویسنده:

(2 صفحه - از 68 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : سیماب، اختلاف قرائت، شاعر، غزلیات، دیوان، بیتی از غزلیات سعدی، دیوان صائب، رابطه سیماب و آب چشم، مولوی، انتشارات امیرکبیر

خلاصه ماشینی:

"آن گوش انتظار خبر نوش می‌کند و آن چشم اشکبار به دیدار می‌رسد(5) مولوی: کو همانجا که به وقت علتی چشم پرد بر امید صحتی(6) مولوی: دی دل من می‌جهید و هر دو چشمم می‌پرید گفتم این دل تاچه بیند وین دو چشمم بامداد(7) اوحدی: جستن چشم راست از شادی خبرت گوید و زآزادی(8) مولوی: ابروم می‌جهید و دل بنده می‌تپید این می‌نمود رو که چنین بخت در قفاست(9) 2- رابطه «جستن» jastanو سیماب: سیماب در ادب فارسی رمز لغزندگی، اضطراب و بی‌قراری است: سنایی: بی‌تو لرزان و تپان بر روی خاک راست چون سیماب بودم دی و دوش (10) سیف فرغانی: بر زمین گر ز سر کوی تو بادی بوزد خاک دیگر نکند بی‌تو چو سیماب قرار - گه چو سیماب مضطرب گردد دل مسکین ز روی زر دیدن - خانه‌سوز است غمت در دل من چون آتش بی‌قرار است دل اندر بر من چون سیماب خاقانی: با بانگ نام توست که دجله ز شرم و لرز شنگرف رنگ گشته و سیماب سان شده(11) خاصیت سیماب بود عاشق را تا کشته نگردد اضطرابش نرود (بوسعید) انوری: از روشنان شب که چو سیماب و اخگراند پیوسته بی‌قرار چو سیماب و اخگرم(12) خاقانی: دلی بودم از غم چو سیماب لرزان چو سیماب از آن جابه‌جا می‌گریزم(13) خاقانی: ز آتش سینه مرا صبر چو سیماب پرید صبر پران شده را مرغ به پر می نرسد(14) صائب: دل نیاسود از تپیدن یک نفس در سینه‌ام جای خود را گرم این سیماب نتوانست کرد(15) یا: هر نفس از دیده می‌ریزم به یادت آب را بی‌قراری کم نگردد دل سیماب را(16) با توجه به این رابطه، مشخص می‌شود که جستن چشم شاعر، به خاطر سیمابی است که در چشم او وجود دارد به این دلیل است، که می‌گوید: عاقبت معلوم کردم، که اندرون سیماب داشت."

صفحه:
از 68 تا 69