Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات ماشاءالله خان کاشی

گزارشگر:

(4 صفحه - از 60 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : سواران، یزد، تلگراف، ژاندارمها، ژاندارمری، حرکت، دروازه، واسطه، دولت، وزارت داخله

خلاصه ماشینی:

"ژاندارمها کاغذی به برادرم می‌نویسند که کلیه اسلحه‌ای که همراه دارید باید به اداره ژاندارمری تحویل بدهید در موقع لزوم به‌ شما داده خواهد شد برادرم جواب می‌نویسد چون هیئت دولت مرا از برادرم با یک عده‌ سوار خواسته‌اند باید قبلا هیئیت دولت به برادرم بنویسند و برادرم به من امر نماید در آن صورت حاضرم اسلحه بدهم والا تاجان در بدن دارم حاضر برای دادن اسلحه خود نیستم ضمنا قضیه را فورا به وسیله تلگراف رمز به من اطلاع دادند از آنجائیکه دیدم‌ ماندن سواران من در طهران ممکن است بالاخره اسباب خون‌ریزی و فساد بشود چرا که اطمینان‌ داشتم که هرگاه ده هزار ژاندارم هم آنها را محاصره نماید و نصف آنها هم کشته شوند بقیه نیز حاضر برای تسلیم اسلحه خود نخواهد بود به این واسطه به وسیله تلگراف رمز آنها را به کاشان خواستم دو ساعت از شب گذشته تلگراف من به منصور لشکر در طهران‌ میرسد چون در تلگراف تاکید کرده بود که فورا حرکت کنید آنها نیز در همان شب عازم‌ حرکت میشوند و در همان شب سایر سرکردگان و سواران که در محلات دیگر طهران مسکن‌ داشتند خبر نمود با اینکه عده‌ای ژاندارم آنها را محاصره نموده معهذا در ساعت شش از شب‌ گذشته یک مرتبه تمام سوارها در ساعت معین از خانه‌های خود حرکت نمود ژاندارمها خیال ممانعت داشته‌اند ولی به واسطه نهیب سوارها فرار کرده و فقط چندین تیر از طرف‌ آنها خالی می‌شود قبلا ذکر شده که تمام سوارهای من در یک نقطه طهران نبودند بلکه‌ در چندین محل بودند پس از اینکه منصور لشکر دستور حرکت آنها را می‌دهند چنان قرار می‌گذارد که عموما در خارج دروازه حضرت عبد العظیم بهم ملحق شوند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.