Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات ماشاءالله خان کاشی

گزارشگر:

(5 صفحه - از 52 تا 56)

خلاصه ماشینی:

"و مغلوب شدند دفعه سوم به‌طور سختی حمله آوردند الحق سواران ما هم مردانه وار به طرف آنها تاختند قریب نیم ساعت سواره مشغول جنگ بودند عاقبت‌ چند نفر از آنها کشته و مجروح شدند و مغلوب و مقهور برگشتند و رفتند ما هم از آنجا براونج رفتیم و روز دیگر از آنجا به کرم جکان و از آنجابه‌جاسب آمدیم زمانی که‌ کاشان بودیم چند نفر از روسا نراق آمدند نزد ما و تمنا کردند که ما نراق نرویم به شرط این‌که از نراق سیورسات برای اردوی ما بفرستند ما هم منتقل شدیم در این موقع که در جاسب بودیم قاصدی به نراق فرستادم که سیورسات بفرستند آنها به وعده خود وفا ننموده‌ و اعتنائی نکردند لذا ما از جاسب رفتیم نراق و دو شب در آنجا بودیم از آنجا رفتیم کرجار و مشهد از طهران راپورت رسید که سردار فاتح بختیاری با سوار بسیار و دو عراده توپ‌ مأمور ما شده و عنقریب می‌رسند شب با پدر و برادران انجمن ساخته در این خصوص مشاوره‌ و تبادل افکار نمودیم پدرم که با وجود کهولت و کثرت سن میدان جنگ و رزم را ایوان‌ عترت و نزم می‌داند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.