Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات ماشاءالله خان به تقریر خودش

گزارشگر:

کلید واژه های ماشینی : کاشان، سردار صولت، جنگ، توپ، دروازه، رضاخان، اسب، سردار صولت جنگ، خان فینی با عده‌ای سوار، خارج کاشان مشغول جنگ

خلاصه ماشینی:

"عقب نشسته و مجددا توپهای خود را به لتحور بردند و از آنجا به طهران تلگراف‌ کرده استمداد و توپ بزرگ خواستند بعد از دو روز توپ بزرگ قلعه کوبی و یک‌صد و پنجاه‌ ژاندارم به فرماندهی سرتیپ حبیب اله خان شیبانی کمک به آنها رسید خلاصه شب و روز مشغول جنگ بودیم در مدت بیست و هشت شبانه روز خواب به چشم احدی نیامد از صدای‌ تفنگ و غرش توپ و صدای متر الیوز تمام اهالی در اضطراب و وحشت بودند چون دشمن‌ کار را سخت دید و به علاوه به واسطه تیراندازی و شجاعت و بی‌باکی شجاع لشکر خوف‌ در دل آنها پیدا شده حیله اندیشیدند و خواستند غفلتا از دروازه دیگری داخل شهر شوند عده‌ای ژاندارم و بختیاری دفعتا به دروازه ملک‌آباد که نسبتا در آنجا کمتر از سواران ما بود هجوم برده همه مجروح میشوند از دخول در شهر مایوس شده مجددا به‌ سنگرهای اولیه خود برگشتند در مدت این بیست و هشت روز دقیقه جنگ ممتاز که نشد فقط کار من در این ایام رسیدگی به دروازه‌ها و رساندن فشنگ برای سلحشوران و ضمنا نگاهداری‌ مرکز شهر و قورخانه و غیره به عهده من بود شجاع لشکر هم در تمام این روزها دقیقه‌ای راحت‌ ننمود و شخصا مشغول جنگ بود سرکردگان هم که در سایر دروازه‌ها بودند مشغول نگاهداری‌ و محافظت پست خود بودند و راپورت جنگ خود را ساعت به ساعت برای من فورا میفرستادند همین‌قدر که احساس می‌نمودم ممکن است دروازه به واسطه کمی عده مغلوب شود فورا عده‌ به‌طور رزرو در آنجا می‌فرستادم سالار پدرم شغلش رسیدگی به مجروحین و معالجه مضروبین‌ بود در این مدت بیست و هشت روز تمام کسبه کاشان دکاکین خود را بسته و از کسب دست‌ کشیده و در خانه‌های خود مخفی بودند همین‌طور آذوقه کاشان که همه روزه باید از فین‌ و سایر قراء بیاید به واسطه جنگ هیچ نیامد و در کاشان قحطی سختی پیدا شده علما در این موقع ملاقاتی از من نموده و ضمنا از قحط و غلای کاشان شرحی بیان و درخواست‌ نمودند که در صورتی که شما می‌خواهید با سردار صولت و دیگران جنگ کنید خوب است‌ نظری هم به اهالی فقیر و بیچاره کاشان بنمائید که تمام از گرسنگی تلف می‌شوند محض‌ ترحم به اهالی کاشان جنگ را متارکه بنمائید یا که در خارج کاشان مشغول جنگ بشوید اگر چند روز دیگر بدین منوال در کاشان جنگ باشد یقینا احدی از اهالی زنده نخواهند ماند جواب گفتم تقصیر من چیست اگر من دفاع نکنم که آنها قصد جان من دارند من هم مجبور به دفاع خواهم بود ولی چون راپورت هم رسیده که وضع غله خیلی بد است درصدد هستم‌ که هرچه زودتر اسباب آسایش اهالی را فراهم نمایم علما خرسند شده و با دعا و ثنا خارج‌ شدند جنگ به قسمی سخت شده بود که ما بین ما و دشمن قریب بیست ذرع زیادتر فاصله‌ نبود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.