Skip to main content
فهرست مقالات

نیچه و جهان او

نویسنده:

(18 صفحه - از 105 تا 122)

خلاصه ماشینی:

"بیشترین بخش آثار نیچه دربارهء تاریخ،نقد تاریخ،اخلاق،اندیشه‌ها و ارزش‌های انسانی‌ است که در آثار او و در این کتاب‌ها باز تابانده شده است:زایش تراژدی(1872)،تأملاتی‌ ناجور بازمان(1874)،انسانی بسیار انسانی(1878)،آواره و سایه‌اش(1880)،سپیده‌دم‌ (1881)،دانش شاد(1882)،چنین گفت زرتشت(1883)،آن سوی نیک و بد(1886)، تبارشناسی اخلاقی(1887)،شامگاه بت‌ها(1888)،خواست قدرت(1901). واگنر که در جوانی بت نیچه بود،مدتی بعد نزد او سیمای هولناک به خود گرفت،از مرتبه قدیس و قهرمانی نزول کرد و آثارش مردود دانسته شد:«واگنر رومانتیک فرتوت و نومید،خاکسارانه‌ در برابر صلیب زانو به زمین می‌زند!»4 به نظر نیچه همه کسانی که زندگانی را خوار می‌شمارند و نفی می‌کنند«بیمار»ند:«بدبینی‌ قرن نوزدهم،نموداری است از قدرت عظیم‌تر اندیشه و غنای پیروزمند زندگانی،بزرگتر از آنچه بیان خود را در فلسفه‌های هیوم و کانت یا در فلسفهء هگل یافته بود. همین طور موسیقی واگنر را همچون بیان قدرت دیونی سوسی روح تفسیر کردم و به این باور رسیدم که‌ در این موسیقی زمین لرزه‌ای می‌شنوم که با آن نیروی آغازین زندگانی-که از زمانی بسیار کهن زندانی شده و سرانجام راه برون شدی یافته است،بی‌اعتنا به امکانی که امروزه خود را فرهنگ می‌نامد،می‌توانست کودکانه به راه افتد،روشن است که من در زمینه درک آثار واگنر و شوپنهاور و نیز در تفسیر آن‌ها خود را اغفال کرده بودم. چنین انسانی محکوم به نابودی است و از این رو باید انسان دیگری بیاید که سالار شور و شوق خود باشد،اخلاق حماسی و نبرد جویانه را پیش کشد و به زمین وفادار بماند و در عین قدرتمندی،ایثار کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.