Skip to main content
فهرست مقالات

بدایع السمر و وقایع السفر

گزارشگر:

(10 صفحه - از 67 تا 76)

کلید واژه های ماشینی : ابو الحسن خان، قوچان، سبزوار، اسب، اسب ابو الحسن خان حاضر، شاه‌زاده ابو الحسن میرزا، ابو الحسن میرزا شیخ‌الرئیس قاجار، ابو الحسن خان عریضه خدمت، مآب آقا میرزا احمد، ابو الحسنخان

خلاصه ماشینی:

"یوم جمعه نهم ربیع الاول سواری که به قوچان فرستاده بودیم معاودت کرده بود اخبار داد که‌ از حکومت جدید هنوز بقوچان خبری نیست همانا تا حرکت ابو الحسن خان‌ تا با یقوشخانه رفته و از آنجا عزیمت فیروزه داشته از همراهان او جمعی‌ مراجعت کرده‌اند و جمعی متفق هستند و دو نفر از شمخالچیها را باستنباط مخالفت از شمشیر گذارنیده پس از تقریر خود آن سوار و حاضرین‌ حسرت خوردند که بعد از این کار این حدود چه خواهد شد که تا بحال‌ ابو الحسن خان از دولت مأیوس نبود و حال که ناچار استظهار ترکمان شود نتایج خوب نخواهد داشت مجملا چای خوردیم و حرکت کردیم هوا چون گرم‌ بود من در تخت نشستم و سوار شدم در عرض راه طلقای دولت روس را دیدم‌ که با احمال و اثقال و عیال و اطفال بمساکن خود می‌رفتند با خویشتن تصور کردم و تحیر نمودم که خداوند در یکجا عدو را سبب خیر می‌کند که این‌ طور بذر محبت در قلوب عامه اهل ایران بکارند و از این سمت باغراض فاسده‌ شخصیه دولت مجبود می‌شود که اهل معظم و سرحد منظم را خراب و بانقلاب‌ خواهد من تند می‌راندم و آقا میرزا بابا و حاجی میرزا علی اکبر خادم‌ آستان قدس که از قوچان ملحق شده بود با من همراهی داشتند جوره بجوره‌ می‌رویم به شورچه رسیدیم چون جای غیرمرغوبی بود گذشتم و آدمی گذاشتم‌ که خدمت جناب آقا عرض کند بقلوسیدها باید رفت نیم فرسخ از شورچه گذشته‌ بودیم یکی از نوکرها اسب تازان رسید و با کمال وحشت و اضطراب اخبار داد که چند نفر از سوارهای قوچان مأموریت حاصل کرده‌اند که حکیم‌ صبوری را مراجعت به‌دهند که انوشیروان حق العلاج و وجه صله را از آنها استرداد کنید و جناب آقا هم در کشمکش این فقره‌اند با کمال اوقات تلخی معاودت‌ کردم و در شورچه توقف کردم جناب آقا رسید و سوارها هم آمدند قدری به‌ درستی و قدری هم بدرشتی جواب آنها را گفتیم ناهار خورده سوار شدیم راه‌ بسیار دور بود قریب بفروب با کمال خستگی وارد قلوسیدها شدیم میرزا موسی که از جمله سادات صحیح النسب و خوش‌تعارف و با ادب است و خود و اقاربش برای این نوع مهمانداریها و خدمتگذاری‌ها مترصد پذیرایی بود چای خوردیم رفع کسالت کردیم شیخ نقی واعظ که از قوچان مراجعت میکرد حاضر شد آقا بیکد بجنوردی که دو سه سال است از خوف یار محمد خان‌ ایلخانی ملتجی به حکومت قوچان بوده و در این چند وقت ملتزم خدمت ابو الحسن‌ خان در آنجا می‌باشد تفصیل از او جویا شدیم تقریرات متشابه کرد همین‌ قدر معلوم شد تا چند فرسخ با ابو الحسن خان بوده بعد مراجعت نموده شامهای‌ خوب طبخ شده بود خوردیم و خوابیدیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.