Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات لایارد - (دولت آباد ملایر)

گزارشگر:

مترجم:

(8 صفحه - از 70 تا 77)

کلید واژه های ماشینی : خاطرات لایارد، اصفهان، بختیاری، مسافرت، منزل مسیو اوژن بوره، حشمتی، معتمد الدوله، مرد، منوچهر خان معتمد الدوله، خاطرات لایارد دولت‌آباد

خلاصه ماشینی:

"پارس سگها و نور و روشنائی که از فاصله دور دیده می‌شد نشانه آن بود که به قریه موردنظر نزدیک شده بودیم پس از آنکه با زحمت زیاد از خندق‌ و با پای پیاده از میان نهر آب عبور کردیم وارد دروازه قلعه مخروبه خان شدیم در میان‌ حیاط چند نفر در کنار شعله‌هیا آتشی که افروخته شده نشسته بودند،ظاهرا اینان‌ تعدادی کفشگر بودند که می‌خواستند به اصفهان بروند و شب را جهت استراحت در این‌ محل اطراق کرده بودند،روی آتش یک نوع سوپ(آبگوشت)معطر و اشتهاآوری به‌ آرامی می‌جوشید،راه‌پیمائی طولانی سواره و خستگی مفرط گرسنگی شدیدی در من به‌ وجود آورده بود که بلا درنگ بدون تعارف بین آنان نشستم و بی‌آنکه منتظر دعوت باشم‌ با آنان به صرف غذا پرداختم آنها با اینکه مسلمان بودند از حضور من سر سفره غذا ناراحت نشدند و همینکه متوجه لباسهای خیس من شدند و مؤدبانه از من فاصله گرفتند و مرا تنها کنار آتش گذاشتند تا توانستم لباسهای خود را خشک نمایم. 1 (1)من بزحمت خود را به جلفای اصفهان رساندم منزل مسیو اوژن بوره را سراغ‌ گرفتم چونکه برای ا یک سفارش نامه داشتم این شخص یک مرد بسیارخوب فرانسوی‌ است از او خواستم منزلی بمن معرفی کند ایشان با مهربانی تمام تقاضا نمود میهمان خود او باشم و قبول نمایم در نجا مسیو فلاندن و مسیو پامول کست نیز منزل داشتند من شخص‌ اخیر را در طاق بستان نیز ملاقات نموده بودم این دو نفر جزء اعضاء سفارت فرانسه بودند که از طرف پادشاه فرانسه اخیرا بایران آمده‌اند،اینها فعلا مشغول نقشه‌برداری کلیه‌ بناهای معروف قدیمی و جدید بودند،مسیو بوره با تمام معلومات و محسنات خود یکی آدم‌ بسیار مذهبی و متعصب بود و با اشخاص شوخ و نظرباز بهیچوجه آمیزش و مراوده نداشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.