Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره از مادر

نویسنده:

(4 صفحه - از 82 تا 85)

کلید واژه های ماشینی : حافظ، اشعار، شیراز، اشعار حافظ، فال، دختر، پیره‌زن، خواب، شیراز شعر حافظ، مرگ

خلاصه ماشینی: "من با تمام‌ احساس از لحن صدایش،از التماسش ناراحت‌ شدم ولی خستگی و سستی نمی‌گذاشت واقعا کتاب حافظ را بیابم بالای سرم کتاب جبر بود جبر کلاس دوم و آنرا برداشتم حافظ را بشاخ نبات قسم دادم و کتاب را گشودم و خواندم: اگر آن طایر قدسی زدرم باز آید عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید دارم امید بر آن اشک چو باران که مگر برق دولت که برفت از نظرم باز آید کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم‌ گر ببینم که مه نو سفرم باز آید ما نعش غلغل چنگست و شکر خواب صبوح‌ ورنه گر بشنود آه سحرم باز آید پیره‌زن اشک میریخت،اشک او پایانی نداشت نمی‌دانستم چطور می‌توانم‌ آن زن دلسوخته را تسلی دهم و چون شنیده‌ بودم آنانکه دوست می‌دارند و واقعا دوست‌ می‌دارند هیچ چیز را شیرین‌تر و دل‌انگیز تر از نام محبوبشان نمی‌دانند از او پرسیدم‌ آخر تو گفتی خجسته کجا رفت؟چرا رفت؟پیره‌زن دلشکسته زبان گرفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.