Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتهای گذشته

گزارشگر:

(5 صفحه - از 43 تا 47)

خلاصه ماشینی:

"عمو و عموزاده‌ها با اتفاق و بشاشت پیشنهاد مرا قبول کردند فرستادیم برادرانم را از اردو بالای کوه‌ آورده ماوقع را باطلاع ایشان رسانیدیم‌ آنها هم با نهایت رضایت قبول کردند سگی‌ را موافق عادت ایلی قدیم کشتیم و دستهای‌ خود را در خون سگ گذارده و پیمان بستیم و تاکنون عهد نشکستیم همه باهم از کوه‌ سرازیر شده بدهات خود رفتیم و تفصیل را کتبا باتابک عرض و با قاصد فرستادیم‌ ایشان هم فورا دو فرمان یکی بنام حاج‌ امام قلی خان بسمت ایلخانی بختیاری و یکی بنام اسفندیار خان سردار اسعد سمت‌ ایل بیگی بختیاری صادر و مرحمت فرموده‌ فرستادند و من که علیقلی خان هستم همیشه‌ اوقاتم را بمطالعه کتب و مسافرت تهران‌ و اروپا صرف کردم تا بانجام مقصد و مقصود خود موفق گشتم و شرح آن پائین‌تر خواهد آمد برای خواننده اکنون روشن است اگر شرح زیر را در قیام مردم ایران برعلیه سلطنت‌ محمد علیشاه مطالعه نمایند بخوبی از علل‌ و موجبات آن آگاه و مطلع باشند بطور اجمال باید بدانند که حکومت مستبد و سلطنت استبدادی و انواع ظلم و تعدی و چپاول و غارت رعیت از طرف حکام و نوکر باب کارد را باستخوان مردم‌ رسانیده بود و حقیقتا همهء خلق بیچاره‌ و بتنگ آمده بودند در زمان سلطنت مظفر الدین شاه مردم ایران قیام کردند و مشروطه‌ را با فشار از سلطان وقت گرفتند محمد علیشاه‌ مجلس را بتوپ بست و بسیار از مشروطه‌ طلب‌ها را گرفت و قسمتی از آنها را کشت‌ و از طرف طبقهء وابسته بسلطنت و حکومت‌ معلوم است که چه‌اندازه به خلق ظلم می‌شد و بمردم ستم می‌کردند در شهر تهران خودم‌ بچشم خود دیدم که سوارهای قزاق از میان‌ واگن اسبی که در شهر تهران دائر بود دو زن‌ را روز روشن کشیدند و بردند بکجا البته معلوم‌ است روزی از تهران بشمیران می‌رفتم وسط راه‌ شمیران قهوه‌خانه‌ای بود بنام قهوه‌خانه قصر که مسافرین چای می‌خوردند تا اسب‌های‌ درشکه و کالسکه خستگی بگیرند در آن‌ قهوه‌خانه همشغول خوردن چای بودم کالسکه‌ از شهر رسید و چهار زن از میان آن بیرون آمدند دسته‌ای از سوارهای سیلاخوری طایفهء از لرهای لرستان که حفاظت شاه بعهده آنها بود رسیدند آن چهار نفر زن را بغل کرده در صحرا بردند و در حضور هرکس آنجا بود و می‌دید هرچه خواستند کردند این کمترین‌ ظلمی بود که در روز میان خلق پایتخت‌ بمردم و ناموسشان می‌شد(تو خود حدیث‌ مفصل بخوا از این مجمل)مردم مملکت‌ بجان آمده از هر راهی چاره اوضاع را جستجو می‌کردند ندشهر تبریز یکباره‌ برعلیه دربار تهران با اسلحه قیام کردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.