Skip to main content
فهرست مقالات

تحصن مدیران جراید در بهارستان

گزارشگر:

(8 صفحه - از 33 تا 40)

خلاصه ماشینی:

"بهرحال چون مجلس هفدهم آنطور که میخواستند درست نشد باین فکر افتادند که‌ منحلش کنند و چون انحلال مجلس منحصرا«و قطعا»از اختیارات پادشاه است راهی بنظرشان‌ رسید که نمایندگان استعفا دهند تا خودبخود مجلس تعطیل شود و برای اینکه قوانینی لازم و مورد احتیاج دولت بود،اختیارات قانونی خود را در جلسه مورخ بیستم مرداد 1331 به آقای‌ مصدق تفویض کردند که ایشان هر قانونی بخواهد بشخصه وضع و اجرا کند و قائم‌مقام مجلس‌ باشد،این عمل بیسابقه مجلس هفدهم بزرگترین اهانتی نسبت به رژیم پارلمانی ایران و نشانه‌ای از خفت عقل رأی‌دهندگان باین لایحه است زیرا هیچ وکیلی وکیل در توکیلی نیست که‌ بجای خود دیگری را برگزیند،من همانروزها با مرحوم دکتر معظمی که رئیس مجلس بود مذاکره کردم و گفتم اگر همه نمایندگان استعفا بدهند،شما باید استعفا ندهید و بمانید که‌ طبق سابقه امور اداری مجلس را عهده‌دار باشید چشمانش پر از اشک شد و گفت صحیح میگوئید ولی اگر این کار را نکنم یک لکه هم بمن می‌چسبانند که نوکر خارجی‌ها هستم و او هم استعفا کرد. بخاطر دارم یک روز از مرحوم سرلشکر زاهدی پرسیدم اعلامیه امروز فراکسیون آزادی چیست؟ایشان گفتند امروز بجای اعلامیه فراکسیون آقای کاشانی اعلامیه‌ میدهند چند ساعت پس از این گفتگو سید مصطفی کاشانی فرزند آقای آیت اله کاشانی نفس‌زنان‌ آمد و دستخط آقا را آورد که در آن نسبت خطاکاری بمصدق داده بود و نوشته بود باید او را بدار زد وقتی سید مصطفی آنرا بلندبلند می‌خواند و در اثر عدم‌آشنائی بلغات و جملات عربی، مغلوط میخواند من بیاد آنروزها افتادم که مصدق و کاشانی در هر کار همصدا بودد و در بلواها و غوغاها،از یکدیگر حمایت میکردند و یک روح در دو بدن بودند و بیادم آمد که کاشانی در ؟؟؟دیگری غیراز مصدق رای‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) سید ابو القاسم کاشانی تمایل دهد ملت زیر بار نمیرود و با این اعلامیه که‌ عینا نقل می‌شود(بسم اله‌ الرحمن الرحیم-روی‌ وضع و مبارزات فعلی مملکت‌ باید جناب آقای دکتر مصدق رئیس دولت و تشکیل‌ کابینه را بدهند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.