Skip to main content
فهرست مقالات

خاطراتی از نایب حسین و ماشاءالله خان کاشی

گزارشگر:

(1 صفحه - از 34 تا 34)

خلاصه ماشینی:

"از آنجا بطرف خوانسار حرکت‌ کردم در خوانسار سیدی بود به اسم سید مهدی و دارای چندین سوار مسلح که‌ چندین دفعه با قوای دولتی زدوخورد کرده و آنها را شکست داده و در زمان حکومت مرحوم پدرم‌ به پیشنهاد ایشان ابن سید تا زمانی که پدرم‌ حکومت داشت در تهران تبعید و تحت نظر بود به پیشنهاد آقای معظم السلطان به محض ورود خواستم‌ بملاقات ایشان بروم معلوم شد در مسجد است‌ ماه مبارک رمضان بود بمسجد رفتم جوانی‌ دیدم لاغراندام با کمی ریش چند نفر سوار او درب مسجد بودند و باوجودی که‌ ماه رمضان بود با گزاز من پذیرائی کرد باتفاق به منزل ایشان رفتم پس از گفتگو قرار شد برادر ایشان را بریاست تحدید خوانسار منصوب نمایم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.