Skip to main content
فهرست مقالات

زندگی پرماجرای من

نویسنده:

(4 صفحه - از 48 تا 51)

خلاصه ماشینی:

"باغچه منزل ما راه آبی‌ داشت از مادرم پرسیدم که چرا از این ممر آب وارد باغچه ما نمی‌شود در جواب گفت‌ خدا خانه خسرو خان را خراب کند که نه‌ تنها در نان را بر روی ما بسته است بلکه‌ در آب ناقابل و بی‌بهای جویشاه را هم سد کرده من از آنساعت بخیال افتادم که‌ رفع این ظلم فاحش را بکنم پس از کمی تحقیق‌ و تفحص دانستم که دهنه راه آب منزل ما در یکی از گوشه‌های باغچه عمارت بیرونی‌ خسرو خان واقع است(این عمارت حالا به‌ آقای محمد قلیخان توسلی عموی پدرم که‌ مرد مقدس و نیک فطرتی است تعلق دارد) بیرونی مزبور گاهی از اوقات خلوت بود من در اوقات خلوت آنجا فرصت را غنیمت‌ شمرده«دزدکی»شروع به خالی کردن و در آوردن خاکها و سنگ و سقطهائی که در مدخل راه آب مزبور چپانده بودند می‌کردم و با کمال زحمت مثقال مثقال خاکها و قطعه سنگها را بیرون می‌کشیدم ولی غافل از اینکه تنها مدخل آن پر نیست بلکه چندین ذرع از آن ممر را از خاک و سنگ انباشته‌اند با اینحال پای ثبات من نمی‌لغزید و هر روزی‌ مقداری از آن خاک و سنگ را برون می‌ کشیدم تا اینکه روزی نمیدانم چه کسی‌ متوجه عمل من گردیده به عمه‌ام که همسر خسرو خان بود خبر داد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.